زن 3000 چهره .... | خاطرات دانشگاه 5 خرداد 1388
توجه توجه

به مطلبي كه همكنون به دستم رسيد توجه فرماييد ...... 28

زن 3000 چهره ....


« زني تقريبا 50 ساله صبح امروز دوباره از آسايشگاه رواني امين آباد گريخت .... !
اين زن كه يك بيمار رواني است صيح امروز باز موفق شد از بند خود فرار كند . وي قبلا نيز اين كار را 3 بار ديگر انجام داده بود ولي با تلاش مسعولان دوباره به تيمارستان باز گشته بود .
وي كه علاقه شديدي دارد خود را به عنوان استاد روان شناسي معرفي كند ، معمولا پس از فرار به يكي از دانشگاه ها رفته و شروع به تدريس مي نمايد ..... وي همچنين ادعا مي كند كه به تازگي از كنفرانس هاي خارجي باز گشته و چند سالي هم در كشور هاي خارجي تدريس نموده ....
اين زن كه قد كوتاهي دارد و با مانتو اي سياه از آسايشگاه فرار كرده ، هم اكنون تحت تعقيب است .....
از تمام كساني كه وي را ديده اند خواهشمنديم با ما تماس بگيرند و وي را تحويل داده و مژدگاني بگيرند ....
تذكر ....
با وجود ظاهر آرام اين زن وي بسيار پرخاشگر بوده و بسيار بد دهن است .... از درگيري با وي به شدت بگريزيد ...... »


امروز كه داشتم تو نت ولگردي مي كردم خبر ديگه اي در اين زمينه از خبر گذاري5 استار پيدا كردم كه اونم ميزارم براتون :

« ديروز خبري مبني بر فرار كردن زن 3000 چهره رو در سايت ها و خبر گذاري هاي مختلف مشاهده كرديد ..... اين زن كه به تازگي خودش رو استاد روان شناسي معرفي مي كنه ، امروز در دانشگاه علوم پزشكي ايران رويت شده ....
طبق اطلاعات بدست آمده از خبرنگار اعزامي ما به محل .... اين زن امروز با گروهي از دانشجويان درگير شده و اونها رو از كلاس اخراج كرده ..... البته پس از مدتي كشمكش و تعقيب و گريز اين زن توسط ماموران دانشگاه دستگير شده و به آسايشگاه خود بازگشت ......
در ادامه..... »


برقيشم ديگه زياد مهم ني wink

بزارين داستان امروز رو از اول براتون تعريف كنم تا به وقتش برسيم سر روان ..... belay
چشمتون روز بد نبينه ما امروز امتحان آنا فوقاني داشتيم .....!!!!!؟؟؟؟؟؟ recourse
اول صبح مثلا خوشحال بوديم .... ( البته مثلا ) چون نمي دونستيم استاداي آنا تا چه حد مي تونن پست باشن .....!!!!!! 16
ساعت 12 قرار بود امتحان تو سالن ابن سينا برگزار شه ...
آقا ما رفتيم ديديم يه سري ترم 3 اي نشستن سره كلاسا خوشحال شديمگفتيم امتحان كنسل شده ، نگو قرار با هم قرو قاطي بشينيم امتحان بديم ..... lol
به هر حال هر جوري بود رفتيم و موضع خودمونو در جاهاي مناسب براي تقلب پيدا كرديم .....( جون خودمون چه قدرم تقلب كرديم bully )
امتحان شروع شدو ما سوالا رو كه ديديم كركو پرمون ريخت ..... what
ااااااااااااااااااااااااااه اينا چي ين ديگه ..... من كه به شخصه كفم بريده بود ..... 3
خيلي از سوالا رو شانسي زدم و شكلا رو هم كه اصلا معلوم نبود از كجاشون در آورده بودن به زور چند تاشو جواب دادم و دست به دامان ايزد منان شدم 24
خداييش امتحان آناتومي نبود كه همش شريانو عصب بود . نامردا همش 5 يا فوقش 6 تا از ماهيچه و استخون داده بودن .... 13
بيشتر بچه ها به گفته ي خودشون در حد خودشون ظاهر نشدن .... 12 ولي از من مي شنوين باور نكنين . بزارين نمره ها بياد مي فهمين چرا اينو ميگم ..... wink
مثلا همين رضاي خدمون 38
سر امتحان بيو شيمي به نمايندگي از مرحوم هارپر شركت كرده بود كه گند زد به ذات اون بد بخت .....! 20
البته اولش اين جوري بود رو برد ، ولي بد فهميدين نه بابا اون قدر ها هم گند نزده و نمرش 4.3 از 5 شده ... بدك نبود... 4
ولي امروز نمي دونين چقدر اعصابش خورد بود ...... 13
همين كه اومديم بيرون گفت من به عنوان نماينده ي گري امتحانو گند زدم ...... 19
آقا ما هم زود باور .... يه ساعت داشتيم دل داريش مي داديم كه رضا جون عيبي نداره و از ما كه بد تر ندادي و از اين حرفا ....15
يهو سينا اين وسط پرسيد حالا چند مي شي مگه ...... 6
پرو پرو برگشت گفت 19 ...... 12
منو مي گي مي خواستم همون جا كلشو بكنم ..... 13 مرتيكه 19 ميشه مي گه گند زدم ..... belay خداييش ببينين چه مي كشيم از دست اين رضا ......
به هر حال امتحانو كه داديم و گند زديم رفت .... 23
رفتيم صلف كه دور دوستان بگيمو بخنديم حالمون بهتر شه ، بازم گند زدن به حالمون با اون غذاشون .... آخه بادمجونم شد غذا .... 21
حالم هنوزم داره به هم مي خوره . 21
از تمام اينا بگزريم مي خوام برم سر روان اصلا همه ي اينا الكي بود مي خواستم فقط در مورده روان صحبت كنم .... lol
اه اه اه .....
اين زنيكه چه قدر بي جنبست .... نيومده شروع مي كنه كل جامعه پزشكي رو مي بره زير سوال و به خودش اجازه مي ده به ما توهين كنه .... 13
همون طور كه در بالا خوندين اون اصلا استاد نيست بلكه يه مريز رواني يه كه توهم استاد بودن ورش داشته .... 16
بيچاره اون قدر با رواني ها پريده خودشم رواني شده ..... am
خداييش نمي دونم چي فكر كرده كه اسم خودشو مي زاره استاد ..... اونم چي روان شناسي .... تو كه هنوز بلد نيستي با 4 تا بچه رفتار كني چه طور ادعا مي كني رفتي خارجو اونجا كلي تحويلت گرفتن ..... 18
مي خواستيم بعد اون حركتش با رضا بتركونمش ولي مراعاتشو كرديم ..... 37 با اين حال دلم نيومد بي كار بشينم و امروز بازم براي دومين بار از سر كلاسش اخراج شدم ..... 16
تا الان خيلي ها فكر مي كردن گروه 5 استار هيچي بلد نيستن و يا توانايي انجام هيچ كاري رو ندارن و يا طبق شايعاتي كه شنيديم الن وبلن .... 28
اينا البته اصلا مهم نيست هر چي مي خوان بگن ، بزار بگن ..... lol
ولي اين زنه كاري كرد كه ما مجبور شيم يه سري از استعداد هاي نهفتمونو نشون بديم ..... wink البته اين تازه اولشه و مطمئن باشين از گروه 5 استار چيزاي جالبه زيادي مي بينين .... bully
البته به موقش ..... 16
خب ديگه اين زنه اين قدر اعصابمو با حركتش به هم ريخت ديگه دلم نمي خواد راجبش حرف بزنم .... البته چه قدر خنديديم بهشا .... 20 جاتون خالي
راستي از برو بچ سوييت تورج اينا كه در اين عمليات انتحاري ما رو همراهي كردن هم ممنونم .... دمتون گرم . جبران مي كنيم 7 10
فعلا همين
تا آپي ديگرو مطلبي تازه درودو دو صد بدرود 10
 ( امتيازها: 2)
بازديد: 388 | نويسنده: taymaz | نظر (33)

#1 توسط: مریم (6/03/1388 - 02:58)
این زنیکه خل بود!دیوانه!دهنشو باز کرده بود نمیفهمید چی میگفت!پشت سر هم میگفت:شما بی شعورید!بی شعورا!دانشجوهای پزشکی انسانیتشون در حد صفره!من واقعا متاسغم!یکی نبود بگه برا خودت متاسف باش روانی!
#2 توسط: رضا (6/03/1388 - 11:08)
من تمام نظراتمو به صورت عملی نشون دادم
هر چند که ...


--------------------
#3 توسط: محمدرضا (6/03/1388 - 14:36)
ای بابا، ببین فقط یه جلسه نیومدم سر کلاس روانشناسی ها. عجب سوژه ای رو از دست دادم.recourseراستی تایماز یادت رفت از لات بازی های سینا هم بگی. آخه کلی برام تعریف کرد که لات بازی درآوارده.البته شاید هم خالی بسته بود.28 در هرحال زیاد مهم نیست.lol ولی در کل باید یه جلسه غیرعلنیه فوری هم، درمورد جوگیریه رضا برگزار کنیم.am
#4 توسط: الی (7/03/1388 - 02:54)
امتحان میان ترم آناتومی ما هم کمی مبهم بود و به قول یکی از پسرا المپیادی بود .
خوش به حال رضا ! چه قدر زرنگه .
ولی منم اصلا از این که بعضیا میگن امتحانو خراب کردیم و بعدش می فهمی از همه بهتر دادن هیچ خوشم نمیاد.
استاد بافت ما هم یه چیزی مشابه استاد روان شماست.
ضمنا ما این ترم آناتومی تنه می خونیم نه اندام.
شنیدم اندام راحته نه؟؟؟؟
#5 توسط: yeki (8/03/1388 - 08:41)
اون بیچاره عقده ای شده بس که هیشکی تحویلش نگرفته،باید اول بره مگشل خودشو حل کنه،میشه البته یه دور باش مهربون شد ببینیم چی کار میکنه 14
امتحان آنا هم که بلللهههه...!!!سوت می زنیم 38
و البته درود هم میفرستیم به روح طراحان سوال lol
رضا... belay
#6 توسط: behesht (8/03/1388 - 10:25)
بچه ها من فكر ميكنم خدا رو خوش نمياد . هرچي باشه از ما خيلي بزرگتره ؛ قبول كنيم كه باهاش بد تا كردن كه اونم با ما بد تا ميكنه . اگر بخوايم سر هر استادي حرص بخوريم بعد 7 سال به جاي بيمارستان بايد بريم تيمارستان .
#7 توسط: يك دانشجوي پزشكي (9/03/1388 - 01:33)
سلام.چه جالب .البته استاد روان ما خوب بود.ولي وقتي بچه ها شلوغ مي كردند نمي دونم چرا رفتارش 180 درجه عوض مي شد!فكر كنم دو شخصيتي بود!
خوب شما اشتباه كردين از استخوان تو آناتومي كلا خيلي كم سؤال مياد!هميشه شريان وعصب سهم بيشتري تو سؤالات امنحاني دارند!موفق باشين همكار.