عمو زنجیر باف , زنجیر منو بافتی؟ » پزشک ایرانی-خاطرات دانشگاه علوم پزشکی ایران به روایات مختلف


ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم / غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی / تا طبیبی به سر آریم و دوایی بکنیم

آخرین ارسال های انجمن

منوی کاربری

نظر سنجی


صد در صد bully
فيفتي فيفتي 14
نه 38


آمار

آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 3
کل: 97
کل نظرات: 1543
آمار کاربران يک ساعت پيش: 2
امروز: 4
اين ماه: 7
کل: 157
بن شدگان: 0
جديدترين عضو: mitiazueff
آمار پست هاي انجمن يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 0
کل: 84
کل تاپيک ها: 16
بازدید هفتگی
شنبه0
یکشنبه0
دوشنبه0
سه شنبه224
چهارشنبه151
پنجشنبه0
جمعه0
بازدیدهای این هفته: 375

افراد آنلاین اعضا: 0
هيج

روبات ها: 0
هيج

ميهمانان: 2
مجموع: 2


پزشک ایرانی » خاطرات دانشگاه » عمو زنجیر باف , زنجیر منو بافتی؟
موضوع: خاطرات دانشگاهنویسنده: رضا تاریخ: 14 اسفند 1387

تذکر:بعضی از نظر دهندگان شاکی بودند که چرا نظر ما پاک میشه,باید بگم که اگه نظر شما توهین مستقیم به فرد خاص(نه گروه) نباشه,عمرا حذف نخواهد شد.البته در بعضی از مواقع و با بعضی از مرورگر ها شخص نظردهنده نمیتونه نظر خودشو بخونه و این دلیل بر پاک کردن نظر نیست.جهت اطلاع تاکنون هیچ نظری پاک نشده ولی دو نظر به علت توهین فقط ویرایش شده اند(اون ها هم حذف نشدند)

عمو زنجیر باف,زنجیر منو بافتی؟پشت کوه انداخی؟
بعله
Hello to every body (این یه تیکه رو برای تقویت زبانم آوردم lol )
بحث سر عمو زنجیر بافه bully
wink what 35 13
این شکلکا برآیند نظرات شما به جدیدترین حرکت گروه خزوخیل کلاس بود 37
اول قضیه رو بگم بعد بریم سر تفسیر شکلک ها 2
آقا استاد روان شناسی نیومده بود(جون شما این عجب استادیه,فکر کنم پسرخاله خورزو خانه) ,بعدش تصمیم گرفتن جلسه ی معارفه برگزار کنن.حالا به دلایلی یه مدت زیادی تا شروع معارفه طول کشید.اکیپ مارو هم که همه میشناسند,اصلا تو مایه های یه جا خشک نشستن نیست.جمع کردیم رفتیم ته کلاس یه دست عمو زنجیر باف(همراه با مخلفاتش--زدن روی میزو و دست زدن و ....) دور هم زدیم 20
تو کل سال تاحالا اونقدر صفا نکرده بودم lol
حالا بعد از این همکلاسی ها (بعضی هاشونا) شاکی بودن که این بچه بازیا چیه.دبستان و با دانشگاه اشتباه گرفتید.دیگه بچه بازی هم حدی داره و از همین حرفای قشنگ قشنگ و پدرانه 2 . در همین راستا چند فقره بد وبیراه هم به ما حواله نمودن lol
بعضی ها هم عصبی شدن عجیب.بعضی ها هم تعجب کردن که بابا اینا دیگه چقدر ضایعن.(حتی پیشنهاد شد ما رو برای مطالعه ی بیشتر تحویل گروه روانشناسی دانشگاه بدن 14 )-بعضی ها هم که حال کرده بودن در حد لالیگا bully
----------------------
من به عنوان وکیل مدافع این گروه lol باید بگم:
همینه دیگه,تقصیر من نیست که.یه هورمونای بچه گونس هنوز تو بدن من به ترشحش ادامه میده.(لامصب هر روزم دزش بیشتر میشه lol )
تازشم تازشم ما به هیچ کس توهینی که نکردیم.تازه آبروی کلاس رو هم نبردیم.(ناظم دانشگاه نیومد تو نمره انضباط همرو صفر بده که 2 )
البته قبول دارم که حرکت کاملا غیر دانشجویی و در حد زیر مهد کودک بوده(آخه میدونید الان تو مهد کودکا شعرای جدیدتری یاد میدن,دیگه عمو زنجیر باف قدیمی شده 4 ),ولی من به نظر خودم مشکل خاصی نداشت,ان شاالله در دفعات بعدی تایمشو بیشتر میکنیم 39
اما اما اما
میدونید چیه؟این کار ما باعث شد دوستان فکر کنن به هم خوردن جلسه ی معارفه تقصیر ما بوده. 13 البته حقم دارنا,چون براشون شفاف سازی نشده.
وقتی جلسه ی معارفه با کمتر از 50 نفر از بچه ها برگزار بشه(اون 30 نفر کجا بودند؟تو حیاط lol )-وقتی اونقدر زود تصمیم گیری بشه و بخواد اجرایی شه,وقتی بخواد برای اینکار چند نفر تصمیم بگیرن(که هنوز با پافشاری نماینده روی لو ندادن اسامی نفهمیدم کی ها پیشنهاد دادن) و اسم بچه ها رو مثل برگه ی حضور غیاب روی یه برگه کاغد بنویسن و بعد بخوان از روش بخونن .اون جلسه ارزش موندن داره؟
نه شما بگید ارزش موندن داره؟
چه طور انتظار دارید وقتی به عقاید شما داره توهین میشه و شخصی تصمیم گیری میشه,شما تو اون جلسه بمونید که خدای نکرده یه وقت بعدا بهت نگن عامل بی نظمی؟
اصلا مگه جلسه ی معارفه برگزار کردن همینجوریه؟بابا باید نشست,یه روز رو مشخص کرد.بعد همه ی بچه ها یا حداقل 90 درصدشون تو جلسه باشن.بعد اینجوری هم نباشه مثل حضور غیاب,یه برگه اسم گرفت دستمون و ازش اسم بخونیم و طرف بلند شه.(خوب اینو که استاد تاریخ امامت تو کلاس 80 نفره چند روز پیش خیلی بهتر انجام داد.)
حالا من نمیدونم عوامل برگزار کننده ی این جلسه کیا بودن.به نماینده میگم تو بودی؟میگه من نبودم.میگم کی بود پس؟و جواب سکوت است recourse
بابا جلسه ی معارفه پذیرایی میخواد lol (خیلی مهمه)-آمادگی قبلی میخواد,شاید کسی متنی رو بخواد برای همه بخونه lol شاید کسی باشه که اصلا دوست نداشته باشه پاشه,ملت نگاش کنند و بشناسنش.
جلسه ی معارفه نیازی به این نداره که یه لیست از بچه ها تهیه کنیم.از میز اول هر کی دلش خواست پا میشه خودشو قشنگ معرفی میکنه.
میدونید اگه از اول اینکارارو میکردیم و اسم نمیگرفتیم چی میشد؟
حداقل 15-20 دقیقه زودتر جلسه شروع میشد,دیگه اون 30 نفر جلسه رو ترک نمیکردن و خیلی از مسایل هم که باعث دلخوری شد پیش نمیومد.خداییش من خودم وقتی اسم اولین نفر رو نماینده خوند فهمیدم,اینا برای چی 15 دقیقه ما رو الاف کردن,اونقت هم سریع رفتم برگه رو گرفتم اسممو بنویسم.
---------------------
البته امیدوارم جلسه ی معارفه با یه برنامه ریزیه دقیق ,خیلی عالی انجام بشه laughing
پ ن 1:دوستان این وبلاگ نیازمند خاطرات شما هم هست.برای دیدن نحوه ی ارسال خاطرات خود به لینک زیر بروید:

پ ن 2:من یه صد بار گفتم,یک بار دیگه هم میگم.این سایت-به غیر از انجمناش- فقط جنبه ی خاطره نویسی داره.وبلاگ رسمی دانشگاهمون که نیست.وبلاگ رسمی همکلاسی ها اینه:http://www.doctoriran.blogfa.com- اونجا دیگه منم جدی ام,آخرین مطلبشم تا این لحظه خودم دادم 4
اینجا سعی بر اون بوده که صمیمیت افزایش پیدا کنه bully از این بعد هم هر کی خواست انتقاد کنه,لطفا فقط سوی انتقاداتتون به من باشه.حتی کوچکترین توهینی توی نظرات به هر کس جز من دیده بشه(چه مستقیم و چه غیر مستقیم) ,نظر پاک میشه.اگر هم به من شدیدترین توهیناتو بکنید,باور کنید پاک نمیکنم.میام و جواب میدم 2 اصلا خاطراتمو مینویسم که زشتی ها و بدی هامو بدونم و سعی کنم برطرفشون کنم bully
اگه میخواین از هم دیگه انتقاد کنید,سایت دارای امکان پیغام خصوصی هم هست.یعنی شما میتونید به صورت خصوصی با طرف مقابل حرفاتونو بزنید.در ضمن میتونید,آی دیه طرف رو بگیرید و باهاش آنلاین چت کنید 14 اونجا دیگه میتونید اصلا همدیگه رو خفه کنید lol
البته خودم عقل دارما lol (شک نکنید) میدونم انتقاد با توهین فرق داره.ولی امکان داره یه انتقاد کوچولو تبدیل بشه به موضوعی که نشه جمعش کرد 15 بعدا چون این سایت عمومیه آبروی هر دو طرف ........
--غضنفر داشته واسه هومن لاف مي زده كه من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه.هومنم میگه : هاااااا... مگه كليد نداشته بيد؟
---در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند. «رنه دكارت»

تعداد نظرات: 7
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 07:13
سلام.اصلا فرمایش شما متین!جلسه خوبی نبود.ولی باور کنید اینکارا قشنگ نیست.اگه جلسه مناسب نبوده دلیله بر این نمیشه که با شلوغ بازی بدترش کنید.
تعداد نظرات: 32
تعداد مطالب: 8
14/12/1387 - 07:20

#2 taymaz

می خواستم اولین نفر باشم ولی مریم جون زرنگ تر از ما بود belay . حالا که اول نشدیم بزار لااقل آخر بشیم bully . شب که از کلاس برگشتم می یام خودم برات یه کامنت توپ می زارم 27 . تا اون موقع منتظرم باش 5
بای بای lol



تعداد نظرات: 1
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 08:00

#3 seda


.این معارفه به نظر من کار لوسیه. اگه ما معارفه نداشته باشیم همدیگر رو بعد از یه مدت نمی شناسیم؟؟؟؟؟
تعداد نظرات: 79
تعداد مطالب: 74
14/12/1387 - 10:14

#4 رضا

سلام.اصلا فرمایش شما متین!جلسه خوبی نبود.ولی باور کنید اینکارا قشنگ نیست.اگه جلسه مناسب نبوده دلیله بر این نمیشه که با شلوغ بازی بدترش کنید.

عرض کردم خدمتتون که
من اصراری ندارم راجع به این که بگم اون کار قشنگ بود یا غیر قشنگ.خودمم گفتم در حد زیر مهد کودکه.
این ارسال رو هم انجام ندادم تا کار عموزنجیر بافو توجیه کنم که.خوب ممکنه بعضی ها خوششون اومده باشه بعضی ها نه.تازه چون هیچ توهینی توش نبود من اونکارو زشت هم نمیدونم
اما من ارسالو زدم که از چیزی که به ما اتهام زدند,رفع ابتهام کنیم
ما جلسه رو بدتر نکردیم,یعنی به خاطر کار ما کسی کلاسو ترک نکرد.(تازه توریست هم جذب کردیم lol ) ما جلسه ی بد رو ترک کردیم,دیدید که تا شروع جلسه هم واستادیم ببینیم اوضاع چطور میشه,تا یه وقت بعدا نگن,اگه تا اونجا وا مستادید همه چی درست میشد.



تعداد نظرات: 9
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 12:10

#5 baran

معارفه خوبه هااااا ولی به شرطی که همه جدی باشن من که خودم به شخصه روی این کارو ندارم بلند شمو خودمو معرفی کنم!!!!!!!! اما هر چی بوده تو اون جلسه دیگه بیخیالش شیم اقا رضا این شکلکاتو ن خیلی باحالن ازشون خیلی خوشم می یاد در ضمن خاطراتتونم جالبه و بامزه راستی این شکلکاتون واسه من اارسال نمی شه چراااااااااااااااااا؟؟
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 13:03

#6 اونایی که باید بدونن میدونن



'کار پسرا اصلا بد نبود . اولش به نظرم بد اومد ولی بعد فهمیدم که قصد پسرا از اون شلوغ بازی این نبوده که جلسه رو خراب کنن. من یه کوچولو ازشون ناراحت شدم ولی حالا فهمیدم که بیخودی بوده

ولی واقعا کار اون دخترا ضایع بود که نشستن وسط کلاس
حالا یا احساس باحالیت مزمن بهشون دست داده بود یا اینکه می خواستن اظهار وجود کنن یا اینکه واقعا عقلشون نمی رسیده . واقعا انگار نمی فهمن با این کارشون آبروی ما دخترا رو می برن

اونایی که باید بفمن من کیم فهمیدن

تعداد نظرات: 79
تعداد مطالب: 74
14/12/1387 - 13:06

#7 رضا

اقا رضا این شکلکاتو ن خیلی باحالن ازشون خیلی خوشم می یاد در ضمن خاطراتتونم جالبه و بامزه راستی این شکلکاتون واسه من اارسال نمی شه چراااااااااااااااااا؟؟

باحالی از خودته(البته شکلکا هم باحالند
من نمیدونم,شاید به خاطر مرورگرتون باشه که شکلکا نمیان lol
اما هر چی بوده تو اون جلسه دیگه بیخیالش شیم

28



تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 13:12

#8 اونایی که باید بدونن میدونن

البته امیدوارم پسرا پر رو نشن..
به نظر من این که دخترا و پسرا مثل لشگر هابیل و قابیل وایسادن و باهم می جنگن خیلی بده. باید یک پارچه باشیم و جو رو زنونه مردونه نکنیم. حتی من با انتخاب نماینده دخترا مخالف بودم . یعنی چی؟؟ این ضعیفه بازیا یعنی جی؟؟


باید در شان یک دانشجو رفتار کنیم اونم دانشجوی پزشگی نه زرشگی.
با شمام خانوما و آقایونی که جو گیر می شید گاهی (پسرا کمتر جو گیر شدن البته)

خوب خدافظ
تعداد نظرات: 79
تعداد مطالب: 74
14/12/1387 - 13:38

#9 رضا

ولی واقعا کار اون دخترا ضایع بود که نشستن وسط کلاس

من که ندیدم,ولی وصفشو شنیدم.چون خودم ضایع ام,هیچ نظری ندارم.شاید اونا هم دلایل خاص خودشونو داشتن lol
البته امیدوارم پسرا پر رو نشن..

دیگه پررو مون کردی lol
نه نترس ما با این چیزا پررو نمیشیم
به نظر من این که دخترا و پسرا مثل لشگر هابیل و قابیل وایسادن و باهم می جنگن خیلی بده. باید یک پارچه باشیم و جو رو زنونه مردونه نکنیم. حتی من با انتخاب نماینده دخترا مخالف بودم . یعنی چی؟؟ این ضعیفه بازیا یعنی جی؟؟

بابا نظریه پرداز.البته فکر کنم دیگه جنگ دخترا و پسرا تموم شدست.
فعلا جنگ,جنگه عقیدس(اوووف-چی گفتم lol )-البته جنگ نیستا,یه مجادله ی با نمکه,فکر کنم ته این کار هم مثل همون جنگ دخترا و پسرا به خوبی تموم شه bully
باید در شان یک دانشجو رفتار کنیم اونم دانشجوی پزشگی نه زرشگی.

تکبیر!!! lol



تعداد نظرات: 32
تعداد مطالب: 8
14/12/1387 - 13:56

#10 taymaz

رضا جون دیدی اومدم...
بچه ها نظرات مختلفی در مورد اتفاقات دیروز داشتن که همشون مهترمه چون هر کی از یه دیدگاهی به قضیه نگاه می کنه.... 28
ولی به نظر من همه یه جورایی اشتباه کردن . wink
اینو باید در نظر بگیریم ما همه عین هم نیستیم پس باید یه جوری با هم کنار بیاییم و این به نظر من یه هنره که بتونیم با همه روابط خوبی داشته باشیم . 2
کار پسرا به نظر من خیلی هم بد نبود 9 . چون قصدشون تنها شاد کردن کلاس بود . ولی کار دخترا هم درست نبود که شروع به توهین به پسرا کردن 18 ...یادتون باشه هیچ وقت تر و خشک رو با هم نسوزونین .... belay
در کل باید سعی کنیم به طور مسالمت آمیز در کلنی ای که درست کردیم زندگی کنیم .
مثل این که قراره 7 سال با هم باشیما ، پس بایین هم دیگه رو دوست داشته باشیم 7 و به خودمون احترام بزاریم . چون اگه خودمون به خودمون احترام نزاریم نباید از دیگران توقع داشته باشیم bully
در مورد معارفه هم ... به نظر من چیزه خوبی یه ولی باید مکانش و زمانش مناسب باشه 25 . هیچ جباری هم نباشه چون ممکنه بعضی ها دلشون نخواد بیان ولی بهتره همه باشن ، درست سری اول ممکنه برای بعضی ها استرس زا باشه ولی به سال بالایی ها نگاه کنین و یاد بگیرین ازشون 28 ... ببینین چه روابط خوبی با هم دارن
و با رضا جون هم در مورد پذیرایی موافقم 39 . می تونه میتینگ رو جذاب تر کنه
زیاد تایپ کردم اگه خسته شدید شرمنده ... 8



تعداد نظرات: 14
تعداد مطالب: 10
14/12/1387 - 14:57

#11 بابک

7 11 1

راستی پست دم عید مال خودمه ها اگه کسی روش پست بزاره قهر می کنم می رم
هوی رضای بی... مرت..اون چیزی رو که خواستم کی بیام بگیرم اس ام اس می زنم جواب نمیدی بگو کلک واسم چه خوابی دیدی
اینم آهنگ جدید سلطان که دیشب لو رفت به اسم چقد سخته:
چقدر سخته که عشقت روبروت باشه
نتونی هم صداش باشی
چقدر سخته که يک دنيا بها باشی
نتونی که رها باشی
چقدر سخته...
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب
نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و ديوار
نتونی همزبون باشی
چقدر سخته...
"چه بدبخته قناری که بخونه
اما روياش حسه بيرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون
غمش يک قطره بارونه
چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتونی ناجيِش باشی
چقدر سخته که موندن راه آخر شه
نتونی راهيِش باشی
چقدر سخته توو خونت عين مهمون شی
بپوسی خسته بيرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی توو سينه داغون شی
چقدر سخته که يک دنيا صدا باشی
ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی
چقدر سخته که نزديک خدا باشی
ولی غرق ادا باشی
"چه بدبخته قناری که بخونه
اما روياش حسه بيرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون
غمش يک قطره بارونه



تعداد نظرات: 24
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 15:17
سلام. یه چیزی میخوام بگم از خانم ها خواهش میکنم که جنبه داشته باشن و ناراحت نشن و اون این که:
از وقتی که پای این خانم ها توی سایت باز شده همش دعوا و گیس کشیه. قبلن سایت یه صفای دیگه ای داشت!(یادش بخیر)
در مورد جلسه معارفه هم باید بگم که خیلی ناهماهنگ و بی نظم و البته ضایع بازی بود. اینم بگم که من خودم توی اون جلسه نبودم ولی تعریفشو از دوستان شنیدم.
در مورد عمو زنجیر باف هم باید بگم که کارتون یه مقدار بچه گانه بود.
واما اون حرکت دخترها که نشستن رو زمین.... اصلا بگذریم. انقدر ضایع بود که درموردش صحبت نکنیم بهتره!
تعداد نظرات: 7
تعداد مطالب: 0
14/12/1387 - 16:29
lمحمدرضا,
ایول!ایول!یکی پیدا شد بگه حرکت پسرا قشنگ نبود.مرسی واقعا
حرکت دخترا هم ...........چی بگم؟!!!
l
l
تعداد نظرات: 9
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 03:28

#14 baran

اقا رضا ممنون که به وبلاگم اومدین ولی من سجادی هستماااا نه ساجدی!!! اما ممنون که بهم سر زدین اره دیگه از همین اول دکتر شدیمممم!!!!! راستی من فکر کردم از نظراتم می فهمین من دخترم!!!!! در ضمن مثل همیشه با مریم موافقممممم
تعداد نظرات: 32
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 04:08

#15 yeki


در مورد عموزنجیرباف و ... من که مشکلی نداشتم،بچه گونه بود که بود،بدون اینجور کارا و با همیشه بزرگونه رفتار کردن که نمیشه خیلی لذت برد،می خواستین جو رو شاد کنید خب و با هم بخندین...به نظرم کسی هم نباید بهتون بتوپه اگه خوشش نیومده چون به قول خودت توهینی توش نبود و همونطورم که تایماز گفته اینو باید در نظر بگیریم که ما همه عین هم نیستیم و این دلیل نمیشه کسی به کسی بابت این مسائل توهین کنه
اما اینکه یهو از کلاس بیرون رفتین.اگر نوع جلسه رو نمی پسندیدین میرفتین اون جلو با اونایی که شروع کرده بودن اینکارو می حرفیدید و نظراتتون رو می گفتین نه اینکه یه سری برنامشون راجع به معارفه رو شروع کنن و یه سری دیگه هم به کار خودشون ادامه بدن و بعدم جمع کنن برن،اینجوری کسی هم احساس نمی کرد بهش توهین شده و احتمالا مسائل بعدش هم به وجود نمی اومد...
البته جلسه معارفه هم باید با هماهنگی قبلی باشه و بعد از شنیدن نظرای همه راجع به چه طور برگذار کردنش و اون وقت به صورت جدی برگزار بشه.
خب این از این.
یه چیزیم به محم رضا بگم و برم:راست میگی قبلا یه صفای دیگه ای داشت مخصوصا اون موقع که تو هم سایتو پیدا نکرده بودی wink 2
تعداد نظرات: 7
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 06:19

#16 tethys

به تایماز:
باهات موافقم در زمینه این که باید 7 سال باهم باشیم و بالاخره یه جوری باهم کنا بیایم
ولی این اتفاقاتی که افتاد ترم اول برای اکثر گروهها پیش میاد. کاری که ما کردیم هم توهین به آقایون نبود فقط گفته شد:
لطفا بزرگ شید برای وقتی که واسه این کار(معارفه) گذاشته شده احترام قایل شید.
اگه اینا توهینه پس....
امیدوارم یه روزی این جنگو دعوا ها رو تموم کنیم. تو رو خدا بیاین یه کم هممون سنجیده تر عمل کنیم 24
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 10:26
http://www.irpezeshk.ir
همراه با
http://doctoriran.blogfa.com
در
http://www.medlog.blogfa.com
لینک شده!

جناب آقای دکتر حسین زاده
برای اتمام این مسایل:
1- از مقررات وبلاگهای گروهی بلاگفا استفاده کنید.
2- برای نظرات تایید بگذارید.
3- نویسندگان و پستها موضوع اختصصاصی داشته باشند.
3- مدیر وبلاگ فقط نماینده باشد ولی سایر نویسندگان عضو شورای تحریریه باشند با مسولیت مشخص جانبی.
4- برای همه افراد کلاس بدون استثنا کلمه کاربری و رمز عبور تهیه کرده و به آنها بدهید.
5-از سایت پزشک ایرانی و فعالیت دکتر شعر بافان و همکاران با انگیزه ایشان نهایت استفاده را بنمایید.
..................................................................
بماند سالها اين نظم و ترتيب
ز ما هر ذره خاک افتاده جايي
غرض نقشي است کز ما باز ماند
که هستي را نمي بينم بقايي

http://medlog.blogfa.com
medlogger@gmail.com
تعداد نظرات: 24
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 12:54
به یکی:
همکلاسی محترم لطفا در مورد چیزی که اطلاع نداری صحبت نکن! من قبل از این که رضا رو تو دانشگاه ببینم اواخر آذر ماه از طریق این سایت باهاش آشنا شدم. اون موقع شما هنوز داشتید.....
تعداد نظرات: 32
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 13:16

#19 yeki

به محمدرضا:
البته من اولین کامنتمو برا اینجا 7 آبان گذاشتم که به عبارتی میشه اوایل آبان lol
به هر حال مهم نیست
تعداد نظرات: 7
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 13:29
دوباره که شروع شد!!! 3
بابا یکی جان تو بیخیال شو
تعداد نظرات: 32
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 13:46

#21 yeki

maryam_it90,
نترس مریم جان،دعوا نمی کنم
شوخیه
گفتم که به هر حال مهم نیست
تعداد نظرات: 7
تعداد مطالب: 0
15/12/1387 - 13:52
yeki,
tanx 10
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
18/12/1387 - 04:09

#23 پزشک بارونی

بابا بی خیال شما رفتین دانشگاه درس بخونین یا بنویسین من که الان به شخصه وقت سر خاروندنم ندارم چی برسه به نوشتن
ضمنا معرفه چه سوسول بازیه فقط استاد آناتومی ما تو جلسه اول گفت خودمون رو و شهر محل زندگیمون رو و ... بگیم وگرنه من که خودم اکثر دخترا رو هنوز بعد 1.5 ترم نمیشناسم
وقت کردی به ما هم سر بزن
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
22/05/1388 - 14:28

#24 Limpovecc

تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
13/11/1388 - 19:19

#25 klhxxg

VUld8w <a href="http://zrnsrtvhyaxh.com/">zrnsrtvhyaxh</a>, qmrertbyzzck, [link=http://zkjgawowvmua.com/]zkjgawowvmua[/link], http://jodkksmpipql.com/
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
17/11/1388 - 04:19
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
19/11/1388 - 23:11
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
21/11/1388 - 02:53
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
21/11/1388 - 09:38
تعداد نظرات: 0
تعداد مطالب: 0
14/12/1388 - 06:18