Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/irpezesh/public_html/engine/modules/functions.php:1) in /home/irpezesh/public_html/engine/rss.php on line 207 پزشک ایرانی-خاطرات دانشگاه علوم پزشکی ایران به روایات مختلف http://irpezeshk.ir/ fa پزشک ایرانی-خاطرات دانشگاه علوم پزشکی ایران به روایات مختلف DataLife Engine عمليات فكري http://irpezeshk.ir/jaleb/173-amleat-fkre.html http://irpezeshk.ir/jaleb/173-amleat-fkre.html شب فكر ميكنم:
از فردا ديگه همه ي كارارو براي خدا انجام ميدم bully ،اصلا ميشم تجليِ خدا روي زمين 38 .ميشم اشرف مخلوقات 39 .از فردا آدم ميشم 37 .ميرم تو دل مردم و براي مردم. laughing

صبح عمل ميكنم:
امروز بايد سر اينو كلاه بذارم 16 ،به اون دروغ بگم am .حال اون يكي رو بگيرم 9 .اونقد رو مخ اين يكي رژه برم تا راضيش كنم اون كارمو انجام بده 24 .اينو اذيت كنم 38 ،اونو نابود كنم belay .اينم اگه بتونم پنچر كنم كه ديگه عالي ميشه laughing

شب فكر ميكنم:
از فردا ديگه همه ي كارارو براي خدا انجام ميدم bully ،اصلا ميشم تجليِ خدا روي زمين 38 .ميشم اشرف مخلوقات 39 .از فردا آدم ميشم 37 .ميرم تو دل مردم و براي مردم. laughing

... و اين داستان ادامه دارد.

بعد نوشت:يه دو سه روزي ميرم كرمان.حلالم كنيد 24 .ميگن دارودسته ي ريگي منتظرن كه من برسم. 15
]]>
رضا Sun, 07 Mar 2010 00:10:57 -0500
منو كلنگ http://irpezeshk.ir/172-mnv-klng.html http://irpezeshk.ir/172-mnv-klng.html قبل نوشت: يكي از نويسنده هاي كلنگي هستيم به اسم نشريه.ببخشيد نشريه اي هستيم به اسم كلنگ lol (تفسير جمله:نويسنده از ضمير جمع استفاده كرده ،چون ميخواهد بگويد،4 تا مطلب تو يه شماره ازش چاپ شده lol -فالواقع نگارنده در حال فخرفروشيست 4 )

و اما گفت و شنودي من باب اين حادثه:

-رضا،نشريتونو خوندم.عالي بود پسر 29 .تركونديد.ولي سعي كن خودت بيشتر مطلب بنويسي. 36
-ديگه به هرحال،هر كاري من توش باشم ،انتظاري جز اين ازش نميره 38 .دستت درد نكنه به خاطر انتقاد سازندت.چشم دفعه ي بعد خودم همشو مينويسم 14 .

-رضا،كلنگو خونديم.خوب بود.مطلباي تو هم قشنگ بود. 2
-ديگه به هرحال،شماره اول بود.شماره ي بعدي رو حتما ميتركونيم.از انتقادتم ممنون 33

-رضا،كلنگو خوندم،هي بد نبود.ولي جنس كاغذش عالي بود. 4
-ديگه به هرحال،نشريه اي كه بتونه تو اولين شمارش با اين تيراژ و كاغد بياد بيرون،حتما عالي بوده ديگه.البته منم توش 4 تا مطلب نوشته بودما. lol

-رضا،كلنگو ديدم، افتضاح 21 .تو كه ديگه اصلا گند زدي 20 ،نميتوني چرا مينويسي؟.ولي دمتون گرم،زيركتري خوبي داديد بيرون. بعديشو كي ميديد ؟ 6 ميخوام ببينم تا اون وقت زيركتري بخريم يا همين كاغذ دووم مياره.
- 13 ديگه به هرحال،تو اصلا ميدوني طنز يعني چي؟ 13 تو اصلا فرق بيل و كلنگو ميفهمي اومدي براي من منتقد شدي؟ 13 مرتيكه اصلا تو غلط كردي ... 13 (بيپ-بيپ-بيپ)

بخش اول هر 4 گفتمان بالا به طور حقيقي اتفاق افتاده ها wink ولي از اونجايي كه من آدم كاملا انتقاد پذيريم(جان عمم lol -حتي الامكان در ظاهر كه اينطوري نشون ميدم 14 ) براي هر 4 برخورد بالايي برخوردي سراسر با متانت همراه با حس انتقاد پذيري از خودم نشون دادم. bully حالا ديگه نميدونم چرا اينجا اومدم اينجوري نوشتم 38 .(شايد ميخواستم عقده هامو خالي كنم lol )

پي نوشت:دوست دارم نظر بديد. 8 ]]>
رضا Sun, 21 Feb 2010 00:25:40 -0500
رضا نامه (نگارش دوم) http://irpezeshk.ir/jaleb/171-rza-namh-ngarsh-dvm.html http://irpezeshk.ir/jaleb/171-rza-namh-ngarsh-dvm.html
عرض تسليت به مناسب رحلت حضرت رسول و شهادت امام حسن مجتبي و حضرت رضا (ع)

بچه ها بچه ها،
ميدونيد چه اتفاق مهمي در جهان روي داده؟نميدونيد؟خاك بر .... lol
رضا ترم سومي شد wink انگار همين ديروز بودا (چي؟ همه چي lol )
يك سال پيش يه غلطي كرديم و يه چيزي نوشتيم به اسم "اخلاق نامه"
بنابر بيانات اينجانب در اون مطلب هدف از نوشتن آن پست اين بود:
سعي کردم بعضي از ويژگي هاي قابل تغييرمو اينجا بنويسم و هر ترم اونارو چک کنم ببينم چه ويژگيه جديدي بهم اضافه شده يا اين که کدوم خلقم تغيير کرده
رضا جان 14 بهمن 1388 -تهران

به هرحال پس از گذشت يك سال چشم ها، ( laughing ) به اين دوخته شده كه رضا چقدر تغيير كرده،پس بيش از اين منتظرتون نميذارم bully (حال ميكنيد ،چقدر خودمو تحويل ميگيرم؟ lol )
ديگه از اين به بعدشو جدي مينوسم (چه غلطا lol )

اول ببينيم كه يك سال پيش چجوري بودم؟

ويژگي هاي بارز »فضولم,خيلي به خودم اعتماد دارم,مغرور,نسبتا صادق,همه رو دوست دارم و دوست دارم با همه رفيق باشم,در بعضي از جاها خيلي پر روام و در بعضي جاها نه زياد,شکاک,بي کلاس,دير عصبي ميشم ولي اگه عصبي بشم طرفو آسفالت ميکنم,در کارهاي مهم نظر خودمو بر نظر همه ترجيح ميدم ولي کارهاي معمولي برام هيچ فرقي نداره کي برام انتخاب کنه,فعلا عاشق سياستم و دوست دارم در تصميم گيري هاي سياسي دخيل باشم,خيلي فعالم و اصلا نميتونم ساکت يه جا وايسم.
فرازهايي از بيانات رضا - 14 بهمن 1388 -همونجا


خوب اين پارسالم بود،و هم اكنون ببينيد هم اكنونم را:
فضول نيستم what 12 جون من نگيد دروغ ميگي كه انصافا راست ميگم.مثلا شما به يه آدمي كه تو مترو نشسته،بعد بغل دستيش داره با گوشيش فيلم شخصي نگاه ميكنه ، ولي اون اصلا به گوشيه بغل دستيش نگاه نميكنه چي ميگيد؟ (ميگيد = لاالفضول يا بسيار متشخص يا شخص شخيص 4 -نميگيد؟) حالا ديدي فضول نيستم 14 البته بگذريم از اين كه چجوري فهميدم طرف داره فيلم شخصي نگاه ميكنه .(اينو بذاريد به حساب هوش بالاي من ،و نه ديد زدن گوشيه مردم توسط من lol )
lol lol lol دارم منصرف ميشم از اينكه ويژگي هاي ديگمو بنويسم recourse (آخه جدي خودم خندم ميگيره 20 ) ،ولي ديگه چه كنيم،به خاطر آيندگان بقيشم مينوسم. 39
اعتماد به نفس در حد ... در حد ... در حد... (آخه چيكار كنم،هيچ چيزي رو پيدا نميكنم كه باهاش بشه اين خلقمو توصيف كرد.آقا شما المپيك به توان المپيك و لاليگا به توان المپيك به توان بندسليگا به اضافه ي ليگ برتر رو بذاريد تو دوتا جاي خالي اول،جاي خالي سوم رو هم فعلا پر نكنيد lol )
وصف غرور رو هم فكر كنم اگه بيخيالش بشم،هم شما راحت تريد و هم من 38 (ببين ديگه چقدر خلافم بالاست 30 )
آقا بقيه ويژگي ها هم همونيه كه قبلا اشاره نموده بودم laughing (اينجاست كه ميگن حرف مرد يكيست و يكي ميماند bully )
ولي چند تا چيز:
->مدتيه كه صداي نزديكانم(اعم از بستگان و نابستگان و دل بستگان lol ) در اومده كه تو(منظور رضاست) روي صدام (منظور صدام حسين،رييس جمهور محبوب و مردمي اسبق عراق) رو ماله كشيدي.هر چندخودم از اين حادثه هيچ خبري ندارم،اصلا كو "ماله" كه من روي صدام بكشم.اصلا كو صدام؟مگه نمرده؟ lol(ملت هم حرفا ميزننا.) اون ايهاالناسي كه اين نظريه ي ... و ... رو دادند(اينبار هيچ راهنماييي جهت پر كردن جاخالي ها نميكنم 16 ) ميگن ياالرضانا (يعني اي رضاي ما) تو جديدا و ايضا قديما بسيار مستكبر و مستبد شدندي و بودندي. 15
به نظر من كه اينا همه براي خودشون ميگن وگرنه اصلا كسي تو عمرش آدمي مثل من ديده كه حتي براي نحوه ي آب خوردنشم مشورت بگيره؟(حالا ديگه نه اينقدر دموكرات).نديديد و نديدند و نديدنسج.(كلا نديدبديدندسج 38 )
->هرچند تو خلق و خو تغيير چنداني نداشتم.(به قول معروف سيب همان سيب است) ،ولي تو "اهداف" يه چند تا سفر فضايي از زمين تا آسمون رو تجربه كردم what
هدف هاي زندگيم مرتبا تعويض ميشدند،فكر كنم 10.12 تا هدف مختلف رو تو اين يه سال بازي دادم(نمدونم،شايد اونا منو بازي دادند lol )
اما چند وقتيه نشستم دو دقيقه درست حسابي فكرمو كار انداختم( lol )،گفتم رضا قبول كن كه عرضشو نداري كه به همه ي اين اهداف برسي،هرچي هم بزرگ تر ميشي اهدافت رنگي تر ميشن.پس بيا و يه لطفي به خودتو و جامعه ي بشري كن و همه ي اين اهدافو حذف كن.در عوض معنيه هدفو عوض كن (با اين فرض كه ميشود،تو ميتواني bully ).
بعد يه تيوري بسيار روشنفكرانه،بسيار مدرن،و بسيار شگفت انگيز به ذهنم رسيد و الان دارم همونو اجرا ميكنم.
البته از اونجايي كه خيلي از جاهاي اين نظريه هنوز ايراد فني داره،نميتونم اينجا بگم wink هر وقت اون ايرادات رو تونستم حل كنم(يه محلول خوب سراغ داريد؟ lol ) ميام اينجا مطرحش ميكنم bully بريد حال كنيد ديگه.ميخوام يه نظريه بدم كه فرويد و پياژه و هاينريشبرگ (اين آخري رو خودم كشف كردم 4 ،چيكار كنم؟ ديگه اسم روانشناس بلد نبودم lol ) بيان جلوم لنگ بندازم. 36 حالا اگه خودشونوم به رحمت خدا رفتن،لنگ اندازيه نوه هاشونم قبول ميكنم. bully

پ ن:به علت بلندي طول پست از الحاق پي نوشت معذوريم.جوك و سخن حكيمانه هم نداريم 35 ،بيانات و فرمايشات خودم كار هزارتا سخن نغز و حكيمانه رو انجام ميده. 29]]>
رضا Fri, 12 Feb 2010 18:25:56 -0500
اينبار تغديه ما را ميخورد http://irpezeshk.ir/unimed/170-aenbar-tghdeh-ma-ra-mekhvrd.html http://irpezeshk.ir/unimed/170-aenbar-tghdeh-ma-ra-mekhvrd.html بعد از چند هفته نوشت:نمرات تغذيه اومد،12.75 حاصل اين همه تلاش wink
لينك نمرات براي اوني كه خواسته بود:
http://www.irpezeshk.ir/3.jpg
http://www.irpezeshk.ir/2.jpg
http://www.irpezeshk.ir/1.jpg


عرضم به حضور انورتون كه يه هفته و يه روز يا به تعبيري هشت روز lol ،وقت داشتيم و داريم و خواهيم داشت براي گذران درسي دو واحدي به نام تغذيه.
هر چي از كمالات اين دو واحد بگم،كم گفتم.
يادمه روز اولي كه رفته بودم دانشگاه،نمرات تغذيه رو برد بود.ارزش كمديه ديدن نمرات اين درس شونه به شونه ي ديدن و شنيدن اخراجي هاي 2 ميزد:
نصف كلاس،بل بيشتر 10،چند نفري هم زير 10، ماكس كلاس(كسي كه نمره اش از همه بيشتر است،شاخ كلاس،سعيدرضا مشفقي نمونه اي عالي از اين پديده هست) هم 16 20
حالا كه 2 ترم گذشته و خودم در باتلاق چربي ها و ويتامينهاي غذاها گير افتادم،به اين فكر ميكنم كه فيلم كميكي كه با بازي بازيگران تواناي ورودي ما خلق خواهد شد،چقدر تو سينماهاي ديدگان ورودي هاي جديد (بهمن 88) به فروش ميره.
درسي با مطالبي بسيار بدرد آينده بخور و غير فرار با نيمه عمر يادآوري مطالب 1 ساعت.(يعني اگه پدر مباركمون بياد جلوي چشم مبارك ترمون ،يك ساعت بعد نصف اون انرژي كه صرف اياب و ذهاب پدرمون شد ، به فنا ميره.طبيعيست كه يك ساعت بعد،نصف اون نصف هم از مغز سفر خواهد كرد و .... )
اعتراف ميكنم.اعتراف ميكنم كه جلوي اين يه مشت آجيل و شيريني و پروتيين و امثالهم كم آوردم. recourse
بابا 6 روزه دارم به طور ميانگين 5 ساعت در روز با تغذيه ور ميرم (ميشه 30 ساعت)، ولي هنوز از طراوت و تازگي مطالبش هيچي كم نشده lol
حالا ميفهمم كه كار كريم آقا فلافلي و هفت كچلاي رستوران دار، چه پيچ و خم هايي داشته. 14
فردا ديگه آخرين مهلته. 17
از امشب بايد شروع كنم به دعا كردن.دعا كنم كه تو شماره صندلي شانس بيارم.دعا كنم كه شانس بيارم و با اسطوره هاي كتاب و دفتر كلاس (كساني كه تعريف ماكس درشون ميگنجه به جز سعيدرضا مشفق،چون نميرسونه 9 ) همجوار بشم و شانس بيارم كه عقاب هاي ضد تقلب،پر و بالشون رو براي من نگسترن.
خيلي خفنه پسر. 15

پ ن‌ 1:تغذيه از اون سري درساس كه كل حضورم در كلاس به 2 ساعت همنميرسه. bully
پ ن 2:من براي 20 ميرم سر جلسه laughing .ميشود ،من ميتوانم wink

--اميد دارويي است كه اگر شفا ندهد حداقل درد را قابل تحمل ميكند. "مارسل آشار"
---غضنفر ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ غضنفرميگه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت!
کتابدار : دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟
]]>
رضا Fri, 08 Jan 2010 23:07:12 -0500
بگو مگو http://irpezeshk.ir/news/169-bgv-mgv.html http://irpezeshk.ir/news/169-bgv-mgv.html كيك و سانديس دادن.ميگن با اتوبوس آدم آوردن.ميگن راديو و تلويزيون پشت و پناهتون بود.
آره درست ميگن.بر منكرش لعنت.
اما از كي تا حالا كيك و سانديس شده انگيزه؟يعني ارزش وقت آدم اينقدر كمه كه از كار و زندگيش ،بازي وتفريش، بزنه و بياد براي كيك و سانديس؟
از كي تاحالا گنجايش اتوبوساي ما اونقدر بالا رفته كه با 50 تا،فوقش 100 تا،اصلا آتيش زدم به مالم 200 تا ميتونن حمل و نقل اينجوري انجام بدن؟
تلويزيون تبليغ كرده.اما كي منكره اينه كه تبليغات فرد به فرد (فيس تو فيس) تاثيرش بيشتر از تبليغات عموميه؟ فكر كرديد اگه تبليغات گسترده ي اينترنتي (به صورت ايميل،پي ام،وبلاگ نويسي و ...) نبود،اگه اس ام اساي فراخوان تجمع آزادي (به ادعايي 3 ميليوني) نبود،ميتونستيد اون روز اونجوري كولاك كنيد؟(گفتم كولاك،يكم حال كنيد bully تازه تبليغات ماهواره اي رو هم بيخيال شدم،بريد حال كنيد laughing )

ميگن چجوري چرتكه انداختي كه ادعاي 6 ميليوني كردي؟آخه باقالي،كل تهران مگه چند ميليونه كه 6 ميليون اونجا باشن؟
ميگم،من اونجوري ادعاي 6 ميليوني نكردم.با فونت بزرگ و رنگي نوشتم اگر.
نوشتم اگر،اون تجمع آزادي 3 ميليون نفر باشه،اين از 6 ميليون هم بيشتره.
ميدان فردوسي -چهارراه ولي عصر-ميدان انقلاب -خيابان انقلاب بين اين ميادين-تقاطع جمالزاده-خيابان كارگر(جنوبي و ايضا شمالي) و ... پر جمعيت بود.اگه وقتي يه طرف خيابان آزادي و ميدان آزادي 3 ميليون جمعيت بگيره، كدوم ترازويي حكم كمتر از من ميده؟(تازه من كلي تخفيف دادم lol .حالا مشتري ميشيد؟)
ميگن سهم ما باتومه و سهم شما سانديس.
ميگم وقتي،يكي داره فحش ميده،يكي داره تخريب ميكنه،يكي داره سنگ ميزنه.تو بوسش ميكني؟نازش ميكني؟
البته منم مثل تو محكوم ميكنم.محكوم ميكنم دادن كيك و سانديسو.به نظر منم هيچ معني نداره پول بيت المالو اينجوري خرج كنن،ولي كردن ديگه.
بازم اگه چيزي ميگيد،بگيد تا منم بگم. 4]]>
رضا Thu, 31 Dec 2009 22:10:03 -0500
ما آمديم ،اي حسين http://irpezeshk.ir/news/168-ma-amdem-ae-hsen.html http://irpezeshk.ir/news/168-ma-amdem-ae-hsen.html لعن علي عدوك يا حسين -لعنت خدا بر دشمنت اي حسين
امروز به عينه مصداق يكي از اسما الهي -سريع الحساب - رو تماشا كردم.
حدود ساعت 4 بود كه به ايستگاه فردوسي رسيدم.خلوت ترين خط مترو،كه تاحالا هزار نفر رو با هم يه جا نديده بود، ميزبان هزاران هزار مهمان شده بود ،به نظر ميرسه حالا حالاها خط 3 متروي تهران-مسيرشهدا،انقلاب- بايد صبر كنه تا همچين ضيافتي رو ميزباني كنه.ساعت چهاره و يك ساعت هم از زمان موعود گذشته،ولي هنوز جريان چشمه هاي مردم به سوي سيل خروشان قطع نشده.قطار فقط تا ايستگاه فردوسي توان چشمه كشي داره.وقتي از ايستگاه مترو اومدم بيرون،احساس كردم مقصد راهپيمايي تغيير كرده و به اينجا منتقل شده.
من كه نتونستم مبدا اين چشمه ها رو كشف كنم،هنوز مردم از پايين تر از ايستگاه فردوسي هم داشتن ميومدن.
بعد از حدود 10 دقيقه ويراژ بين مردم،به پل كالج رسيدم.حالا ميتونستم تا چهارره وليعصر رو ببينم.خداي من چه موجي،چه جمعيتي،چه خروشي.
بي اختيار چند قطره اشك ريختم،يادمه 6 ماه پيش اشك ناله ريختم و امروز اون اشك،به اشك شوق تغيير لباس داد.بنده خدا دوروبريام،فكر ميكردن گم شدم
حسابي مزه ي تودهني زدن به دشمنان و عنودان حسين رو مزمزه كردم.و چقدر شيرين بود.
اگر سپاهيان معروف ترين لشكركشي سبزها را 3 ميليون نفر فرض كنيم ،آماده ام به تمام مقدساتم سوگند ياد كنم كه اينبار سپاهي با بيش از 6 ميليون نفر،آماده ي جهاد شدند.
با همه ي توانم پيشرويمو در بين لشكريان براي رسيدن به قلب لشكر(ميدان انقلاب) ادامه دادم.با اينكه 30 دقيقه در تكاپوي پيشروي بودم،توفيقي بيشتر از رسيدن به چهارراه ولي عصر بدست نياوردم.
نه مثل اينكه،چگالي اين سيل خيلي بالاست،ديگه هيچ راهي براي پيش روي باز نيست.تجربه ي روزهاي شلوغ مترو رو اينبار خارج از مترو بدست آوردم.بيخيال پيشروي شدم و از همونجا يه دستي به سمت قلب لشكر تكون دادم و عقب نشيني كردم.
ميدونيد.موقعي كه داشتيم از سمت فردوسي به ولي عصر ميرفتيم،ملت زيادي رو ميديدم كه دارن برميگردن،تو دلم ازشون درخواست ميكردم كه بمونن ،تا تجمع عاشورا رو پررنگ تر كنن،اما وقتي خودم به چهاراه ولي عصر رسيدم،وقتي خودم سياهي كامل رو ديدم،به درخواستم تو دليم خنديدم،و اينبار تو دلم گفتم:رضا خوب شد فقط تو دلت درخواست كردي ها.بالاتر از سياهي كه رنگي نيست.
جزييات اونقدر زيادند كه اگه بنويسم هيچ چشمي ياراي همياري نخواهد داشت.

پ ن:اگه حضور چند سال پيشم (دوران راهنمايي) در راهپيمايي 13 آبان رو كه از طرف مدرسه بردن رو فاكتور بگيرم،اين اولين راهپيمايي بود كه توش شركت ميكردم.]]>
رضا Wed, 30 Dec 2009 21:30:31 -0500
يا حسين http://irpezeshk.ir/news/167-ea-hsen.html http://irpezeshk.ir/news/167-ea-hsen.html آقا كدوم دشمن بيگانه؟چرا اين غربي هايي كه از شير مادر پاك ترن رو تو حوادث اخير دخيل ميدونيد؟چرا داريم براي خودمون دشمن ساختگي و توهمي ميسازيم؟
نمرديم و سوت و هلهله ،جشن و شادي،بزن و برقص رسمي تو عاشوراي حسين رو هم ديديم.
اون حسيني كه اونقدر بزرگه كه حتي دزدان و سارقان،قاتلان و ظالمان تو عاشوراش احترامشو نگه ميدارن و كارو تعطيل ميكنن و ميرن مرخصي،حالا ميبينيم كه يه عده ...
دوتا فرضيه كه بيشتر نداريم:
يا اينايي كه ريختن بيرون و هلهه كردن و پاي كوبي كردن و مجلس عروسي راه انداختن ،هييت حسينو آتيش زدنو و پرچم ابوالفضلو پاره كردن ،نماينده هاي جنبش سبزن (كه اگه اينطور باشه: مرگ بر اون جنبش و سران و طرافداراش-حسين شوخي نداره)
يا اون عوضيا و حرام زادگان ايراني نيستن و سبزي نيستنو و از نژاد آريا نيستن.يه مشت خس و خاشاك و جيره خوارغربي هستن (كه از نظر من ؛هم اونقتي كه اهانت كردن به بزرگ مرد قرن معاصر،اونقتي كه توهين كردن به اصل امامتو حالايي كه توهين كردن به آقامون-امام حسين (ع)- همين تيوري درسته و اينا از بچه هاي اين سرزمين نيستن)
حالا نميدونم كي و كجا و چطور ميتونه بلند شه و بگه اين تحركات، هدايت شده از سوي غرب نيستو سكان هدايتش كاملا به دست ايرانياس.واقعا كسي هست كه اينطور فكر كنه؟
يه سوال هم از آقاي موسوي ميپرسم؟
يادته 6 ماه پيش چجوري دم از خميني ميزدي؟يادته چقدر تبليغات كردي و تو بوق و كرنا كردي كه من "احساس خطر كردم" ،من احساس خطر كردم كه اسلام در خطر است،من احساس خطر كردم كه آرمان هاي امام در خطر است؟يادته؟
حالا اينقدر .... شدي كه اونروزي كه عكس امامو آتيش زدن،و امروزي كه هييت پرچم داره اسلامو آتيش زدن سكوت ميكني،و اين تحركات رو محكوم نميكني تا مبادا و خداي ناكرده آشوب گرا و منافقين دور و برت از دستت برنجن و ازت حمايت نكنن؟!.واقعا فرداي قيامت چجور ميخواي جواب بدي؟اونقدر ... شدي كه نميخواي حمايت اينا رو از دست بدي؟يعني اينقدر گداي محبت و حمايت اين افراد ضد دين و مذهب هستي؟اينقدر؟
يه سوال هم از دوستان بپرسيم:
بچه ها به نظرتون يه همچين آدمي كه حاضر نيست حمايت منافقين و اين عناصر شورشي رو از دست بده ، و حتي جرات محكوم كردن اين عمليات شنيع و ضد ديني رو نداره ارزش حمايت داره؟يه همچين فردي كه از دين خودش (اسلام-آنطور كه ادعا ميكند) نميتونه دفاع كنه ارزش حمايت داره؟ هنوز هم موج سبزي بودن با وجود چنين رهبري براي شما افتخار داره؟
يادمه يكي از تهييج برانگيزترين شعارهاي موج سبز اين بود:يك يا حسين-تا ميرحسين
آفتاب از پشت ابر در آمد.]]>
رضا Mon, 28 Dec 2009 21:35:08 -0500
از خوشحالی به قلم در میاییم http://irpezeshk.ir/memories/166-az-khvshhale-bh-ghlm-dr-meaeem.html http://irpezeshk.ir/memories/166-az-khvshhale-bh-ghlm-dr-meaeem.html lol
چقدر من بچه ی باحالی ام. 9
فکر کنم آخرین نسخه ی مدار تنبلی روم نصب باشه,لاکردار روز به روز به صورت اتوماتیک آپگرید میشه bully .البته سازنده ی روی این مدار تنبلی,مدار اعتماد به نفس کاذب رو هم به صورت اشانتیون نصب کرده که دیگه حسابی شرمندمون نموده 8 .از این 4 روز تعطیل فکر کنم 3 روزشو یا خواب بودم,یا داشتم سعی میکردم که بخوابم,ما به التفاوتشم یا داشتم جنس وارد شکم مبارک میکردم یا مشغول صادرات بودم lol .حالا هم که دیگه آخرای شبه آخره,به خودم میگم:
رضا دمت گرم,باز تو یکم به بدنت رسیدی,بقیه مردم که تو این 4 روز فقط وقتشونو هدر میدادن.
مثلا قرار بود تو این روزا کلی برای نشریه مطلب بنویسم.وای وای,تازه فردا زبان کوییز میگیره,حتی اینقدر همت نکردم که چند تا لغتشو برای امتحان ریدینگ حفظ کنم. am
ولش بابا.تصمیم گرفتیم از هر دوجهان آزاد باشیم lol
جون داداش از همین امروز تصمیم گرفتم که از همین فردا!!! یه دقیقه از وقتمم هدر ندم lol البته مردم میگن اگه از شنبه شروع کنی خیلی اساسی جواب میده 4 .(رو اینم فکر مکینم)
امروز رفتم چند تا از وبلاگای دوستانو خوندم, انگیزه گرفتم که دوباره شروع به ثبت چرت و پرتام کنم.این دوماهی ام که وبلاگو آپ نکردم دلیل داشت:
یادتونه خیلی وقت پیشا در بیاناتم فرموده بودم: مینوسیم وبلاگی تا اگه خواستند بسازند سریالی بیایند اینجایی و بخوانند خاطراتی که نوشته رضایی در روزگاری؟
این دو ماهو از قصد ننوشتم تا یکم نویسنده های اون سریال آینده به خودشون زحمت بدن و بگردن دنبال منابع دیگر,دیگه زیاد خوبیت نداره همه چی رو براشون ساخته و پرداخته کنم lol .از قدیم هم گفتند :هر که طاووس خواهد ....
کی به کیه؟؟!!!,بذار یکم کلاس بذاریم.ملت که نمیدونن چون حالی نمیداشتیم,آپی نمیکردیم. 38
خوب دیگه خودم خسته شدم از بس از وجنات و کمالات و کراماتم تعریف کردم. 3
پ ن 1:به امید خدا میخوایم به زودی 10 سایت جدید هسته ای بزنیم,این اورانیوم معروف رو هم میخوایم شکمشو گنده تر کنیم و تا 20 درصد غنیش کنیم. laughing
پ ن 2:امروز خیلی خوشحال بودم bully ,گفتم بیام یه آپی بزنیم به بدن.(الحمدالله)
پ ن 3:نمایشگاه الکامپم ,نمایشگاه های قدیم.اشانتیون هم اشانتیون های قدیم recourse .دیگه حرصم گرفته 13 ,خودم باید همت کنم یه جشنواره راه بندازم همراه با اشانتیون بادکنکی 4 ,همه ی بادکنکاشم اختلاص کنم lol
پ ن 4: فردا اولین روز دانشجومه .... اینم شانس ماست دیگه. 17

---رنج سختی شروع امروز با لذت زیبایی پایان فردا قابل مقایسه نیست.


--دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد.]]>
رضا Mon, 07 Dec 2009 00:48:09 -0500
به وبلاگ برمیگردیم http://irpezeshk.ir/news/165-bh-vblag-brmegrdem.html http://irpezeshk.ir/news/165-bh-vblag-brmegrdem.html اخطار:لطفا قبل از خوندن این متن یه تخته ی چوبیه فرد اعلا ,تهیه کرده و دم دست داشته باشید.(کاربرد آن را متعاقبا خواهید فهمید 4 .)
الان که دارم مینویسم,عید قربانه,ولی فکر کنم,الان که تو داری اینو میخونی عید غدیر رو هم رد کرده باشی,البته احتمال داره چند قدمی نوروز هم باشیم,یا این که ....lol به هرحال دیگه احترام به مشتری ایجاب میکنه که نگم عید چیت مبارک,خودت جمله رو تکمیل کن دیگه bully
میبینم که ماه هاست آپ نکردم و بسی حال کردم lol میدونم خیلی ناراحتید از این که 2 ماهه اپ نکردم lol به هرحال باید تحمل کنید دیگه,حقیقت تلخه lol (چه ربطی داشت؟)
حالا تا اونجایی که حافظم مدد میرسونه,4 تا اتفاق مهم تو این دوماه افتاده که اینجا ننوشتم,ولی الان میگم خدممتتون:
1-وبلاگ گروهی کلاسمون به حالت نیمه معلق در اومد.به هرحال نوشته های به حق و ناحق اینجانب در وبلاگ مرحوم فوق الذکر و حواشی ایجاد شده در کامنتدونی و همچنین قلم فرسایی دوتن از نویسندگان دیگر آن وبلاگ دست به دست هم داده تا نماینده ی محترم کلاس زیر فشارهای جوی ایجاد شده از طرف گروهی از جمعیت نامرد کلاس-نسوان,جمعیت مونث,دختران کلاس,جمعیتی بی خود که پی نخود میگردند(دیگه اصرار نکنید که معانیه دیگش یادم نیست lol ) تاب نیاورده و اقدام به اخراج گروهی نویسندگان آن وبگاه نماید 15 .من هم به هرحال بعد از مدت ها سرم به سنگ خورد و به این نتیجه رسیدم که وبلاگ گروهی که متعلق به 90 نفره رو نمیشه با امکانات محدود بلاگفا مدیریت کرد,نظرارو با تایید نشون بدی ,آزادی بیان رو گرفتی,همینجوری یلخی نشون بدی,دوستان حسابی بهت حال میدن و از خجالتت در میان lol .به هرحال ....تصمیم گرفتیم ,همت کنیم و وبلاگی گروهی با امکاناتی بیشتر بزنیم مطالبمونو اونجا بنویسیم که این وجود تنبل هنوز بهم رخصتِ همت نداده.البته هنوز هم اگه از من بپرسی,بهت میگم:بزودی میزنیم,بزودی!!
2-به مقام عظمای برادری نایل گشتم (بسیجی شدم 8 ) و اتفاقا در همون روز که مدارکم برای ثبت نام بسیج کامل شد,به نشست سالانه ی بسیج دانشجویی دعوت شدم 12 .(اصلا کلا بُرش رو حال میکنید؟من خودم موندم که چقدر جذابم که هنوز مهر عضویتم خشک نشده,منو به اینجاهای نسبتا خصوصی دعوت میکنن.شنیدید میگن طرف مهره ی مار داره؟یکی از اون طرف ها داداشته 14 (چشم نخورم الهی).تازه به گمانم این مدلش که من دارم ,اصله اصله.MADE IN JAPAN ).بزن به تخته
3-مجوز یه نشریه(ماهنامه) گرفتم.این دیگه جدا تهشه.میدونید کلا از بچگی (اونوقتی که با روزنامه کتابامو جلد میکردم و ساندویچی سر کوچمون با روزنامه ساندویچشو میپیچوند و بابای مدرسمون با روزنامه شیشه های مدرسه رو پاک میکرد) دوست داشتم,از این کاغذا بدم بیرون.تا بلکه خدمتی هر چند ناچیز به ملت کرده باشم lol .هر چند روزنامه هم روزنامه های قدیم.الان دیگه رقیب برای روزنامه ها زیاد شده.مثلا همین مایع ظرفشویی جام,میگن با یه قطرش شیشه ناپدید میشه bully .آیا به نظر شما روزنامه ی ناچیز ما یارای مبارزه با این رقیب کله گنده را خواهد داشت؟بگذریم.قرار بود اول نشریه در حد دانشکدمون باشه ,اما به هرحال همون قضیه ی مهره ی مار و اینا باعث شد که قبل از انتشار حتی یه نیم برگ از اون,نشریه ما تبدیل بشه به اولین نشریه طنز دانشگاهی (خدا شانس بده!!!!).به هرحال جذابیم دیگه.بزن به تخته
4-هیچ چیز ضایع نیست یکساله شد.چقدر زود گذشت.همین پارسال بود که تو نمایشگاه الکامپ این جمله در توجیه بعضی کارای ..... از دهنم پرید بیرون lol .بعدش یکم فکر کردم,دیدم عجب چیزی گفتما 38 .همونوقت بود که این جمله رو با آب طلا نوشتم و روی قلبم نصب کردم 37 (اوه اوه-این یه قسمتش دیگه احساسی شد و خصوصی 33 )
امروزم که میبینید که آپ کردم,آفتاب از یه طرف دیگه طلوع نکرده,بلکه جشن تولد این جمله ی قصاره.
یک سال از تولدش میگذره و من هرروز احساس میکنم دارم بهش نزدیک تر میشم,میترسم وقتی بهش برسم که شب باشه و نبینمشو و ازش رد شم.(حال میکنی؟منم بلدم فلسفی بنویسم.)
در ذکر اهمیت این جمله همین بس که من برای تولد فرزند بزرگ ترم(همین پزشک ایرانی رو میگم),که همین یکی دوماه پیش بود,جشن تولد نگرفتم,ولی برای این ....
--------------------------------------
خوب دیگه میدونم زیاد وراجی کردم,دیگه به بزرگی خودت ببخش.(نبخشیدی هم اصلا مشکلی پیش نمیادا),نصف شب بود,رضا بیکار بود,کیبورد دم دستش بود و اتفاقا یکم حال هم موجود بود,این شد که رضا بود و نبودشو یکی کردو آورد روی صفحه ی مانیتور. 39
امیدوارم از اون تخته ای که اول گفتم آماده کن,به خوبی استفاده کرده باشی. 2

پ ن 1:آقای محمدرضای عزیز,دوست گرامی,این هم از آپ.دیگه بهونه نداری ,پشت گوشی بهم فحش بدی 16 .(آخه شما که نمیدونید تو این دوماه هر وقت زنگ میزد ,در ابتدای کلامش,چند تا فحش استخوس دار بارم میکنه که چرا آپ نمینمایی lol .)

پ ن 2:به هرحال دلم نمیاد که از محبوبیت فوق العاده ی وبلاگم چیزی نگم.دوماه از انتشار آخرین مطلبش میگذره و اون آخرین مطلب بیچارش فقط یه نظر تونسته جمع کنه,این اگه محبوبیت نیست,پس چیست؟ 6

---غضنفر مياد تهران مي بينه همه لباس آستين کوتاه پوشيدن تعجب مي کنه مي گه :اوا پس اينا چه جوري دماغاشونو پاک مي کنن؟

--اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی,نخست قواعد را یاد بگیر.]]>
رضا Sat, 28 Nov 2009 01:04:11 -0500
جنایت کاری در دانشگاه http://irpezeshk.ir/unimed/164-jnasht-kare-dr-danshgah.html http://irpezeshk.ir/unimed/164-jnasht-kare-dr-danshgah.html ثبت نام دخترخالم به دانشگاه مبارکم تشریف فرما گشتم. lol
این یکی دوروزه که دیدید محیط مقدس دانشگاهمون رو چیکار کردن؟ 6
یه تفرجگاه اختصاصی برای دانشجویان جدیدالورود و مامان و باباهاشون زدن که توش حالی به حولی 27
مسیولین دانشگاه هم برای مامان و بابا فریبی lol چند تا پارچه برداشتن و با ماژیک روش نوشتن ::انتظامات:: .تازه بعضی از بچه ها میگن چند تا از این مامورای انتظامات رو قبلا یه جای دیگه هم دیدن 32 .یکیشون میگفت اینا رو قبلا موقع آجر بالا انداختن جهت ساخت اون ساختمون گندهه که دارن تو دانشگاه میسازن رویت کرده.(پس بگو چرا این چند روزه عملیات ساختمون سازیشون متوقف شده ها am ).
تازه همونطوری هم که میدونید یه جشن ورود هم براشون تو سالن همایش های رازی میگیرن laughing , تازه از موج پلاکارد ها و پارچه نوشته هایی که ورود دانشجویان جدیدالورود رو تبریک گفته میگذریم,هر چند که هر کی سواد نداشته باشه,فکر میکنه مسیولین دانشگاه فله ای با هم از مکه برگشتن و این پارچه ها هم برای خوش آمد گویی به اوناست. 4
حالا اینو مقایسه کنید با زمان ما. recourse

دیگه من تکرار مصیبت نمیکنم و بازسازی صحنه های جنایت پارسال مسیولین دانشگاه که در حق دانشجویان جدیدالورود شد رو به خودتون میسپرم 2
اینا که همه مقدمه بود برای این که به شما چهره ی جدیدی رو معرفی کنم:
چهره ای که در تصویر شاهد آن هستید,یک جانیه بالفطرست 16 که هم اکنون تحت تعقیب اینترحس(حراست بین الملل) میباشد. am ایشون موفق شدن طی حضور سبزی که در محوطه های آزاد و بسته و نیمه بسته دانشگاه به عمل آوردن با راهنمایی های گرانقدر استاد عالی مقامشون(خودمو میگم 38 ) خاک این مهدکودک علم رو به توبره بکشن 39 .بنا به اظهارات شاهدان عینی چندین و چند فقره از بوته های سبز شده در محیط دانشگاه به دست ایشون معدوم گشته و چمن های موجود نیز,لاموجود گردیده اند.ایشون البته آسانسور های ساختمان سلف سرویس رو هم از مهروزی خودشون بی نصیب نگذاشتن.ایشون دلیل این رفتار وحشیانشون رو با آسانسورین ساختمان سلف , پخش آهنگ های مبتذل از اتاقک های آسانسور عنوان کردند. 14
نامبرده حتی میخواست پل ستاره ها رو هم نابود کنه که خوشبختانه زورش نرسید lol
البته بگما,علی اصغر (همین یارویی که تو تصویر هست) دکتراش رو تو خرابکاری (گرایش تجهیزات) گرفته 2 ,ولی چون امکانات نبود,از تخصصش در به اعتلا رسوندن گل و گیاه های دانشگاه استفاده کرد. 38
به هرحال من برای ایشون از درگاه ایزد منان طلب بهروزی و سلامتی و از همه مهمتر موفقیت در ادامه ی راهشون رو آرزومندم. 24

پ ن 1:عکسرو تو دانشگاه انداختما.دوستان هم دانشگاهی اگه تونستن بگن کجای دانشگاست؟
پ ن 2:دوشنبه ای با بچه ها رفتیم ورزشگاه آزادی,(بازی ایران - برزیل) . 4 تا خوردیم و برگشتیم bully تازه اگه تشویق های ما و رهبریه (لیدریه) محمدرضا نبود wink , 10 تا رو شاخش بود.تازشم تو همین دوشنبه ی کذایی من ترم جدیدم رو شروع کردن و رسما ترم بالایی شدم.

---به غضنفر ميگن: تاحالا آبجو خوردي؟ ميگه: جدا جدا خوردم ولي باهم نه

--نداشته های انسان هست که ادامه ی راهش را میسازد.
28]]>
رضا Thu, 24 Sep 2009 23:17:23 -0400