خودم رو معرفی می کنم ... | تازه ها 26 بهمن 1387
سلام به مه ب دکترای با کلاس ....
نظر به این که رضا جون لقب شریف و زیبای هویج رو به این بنده ی حقیر دادن و ازم خواستن خودم رو معرفی کنم ، براتون می نویسم....
من تایماز هستم.... what
نترسین بابا تایماز اسممه ....
همین طور که رضا جون تو نظرات گفتن من پسرم و همکلاسی برو بچ تو دانشگاه ایرانم... wink
اسمم ترکمنی یه و معنی شم می شه « بی نظیر» . خداییش معنی رو حال کردین 9
البته بزارین همین جا این سو تفاهم رو برطرف کنم . بعضی ها فکر می کنن چون اسمم ترکی یه خودمم ترکم ولی اونا سخت در اشتباهن 35 چون من اصلیتم تنکابنی یه و خودم هم تو تهران به دنیا اومدم....
خب اینم از معرفی .... خوب بود
حالا می خوام از امروز براتون بنویسم....
امروز جاتون خالی برامون جلسه ی معارفه گذاشته بودن 25
اونم بهد از یه هفته .... 38
چی بگیم والا .... اصلا مگه چیزی هم می تونیم بگیم ....
ولش بابا....جلسه معارفه خداییش ته خنده بود ... 20
کلی حرف زدن و کلی هم بهمون امیددادن ... اخه برامون از مشروطی یو اخراجو و افتادنو این جور چیزا حرف زدن ... تازه یکی از استادام اومد در مورد مشکلان روحی یو مشکل ارتباط با جنس مخالفو .... از این جور چیزا حرف زد .
استادم که هر کدوم یه جوری 6 می زدن
یکی لهجه داشت خفن « اصلا معلوم نبود رشتیه ها ....» 16
یکی دیگه در عرض کم تر از 30 ثانیه حرفاشو زد و در رفت
یکی هم وسطای جلسه فلنگو بست و جلسرو پیچوند . آخه گفته بودن بعد از معارفه پذیرایی می شین . اون بیچارم ترسید چیزی بهش نرسه ... wink
یکی هم بود که صداش کپ پدر مارکو پلو بود ( امیدوارم کارتونشو دیده باشین .... چون در این صورت می فهمین من چی می گم ...) 6
به هر حال معارفه تموم شدو اومدیم بیرون که پذیرایی شیم
یهو یکی از دخترا اومد سمتمون و یه حرفایی زد که رضا رو دگرگون کرد.... 16
دختره اومد گفت می شه جاتونو با من تو کلاس زبا....
اینو که گفت رضا یهو گفت : بلههههههههههههههههههههه 7
بابا پسر بزار حرفش تموم شه بعد
دخترم که کلی ذوق کرده بود با خوشحالی رفت... bully
نکته ی مهم داستان این بود که محمد رضای عزیز قبل از شروع کلاس ها با رضا جون کلی هماهنگ کرده بود که تو یه کلاس بیافتن ولی رضا خان با دیدن پری یه قصه ی ما دامن از دستش در رفتو به کلی همه چیزو از یاد برد و محمد رضا موندو حوضش.... 9
خلاصه ادامه داستان....
بعد از تمام این قضایا رفتیم که اسم استاد راهنماهامون رو ببینیم که به یه مسئلع ی جدید برخوردیم ....
تو تمام گروها تقریبا یا دختر بود یا پسر ( هر گروه 14 نفر )
به جز گروهی که من توش بودم . البته همه دختر بودن به جز من .... 12
که الیته اونم احتمالا اشتباه لپی بوده . بیچاره ها فکر کردن من دخترم منو انداختن میون 13 دختره دیگه... 8
چه کنیم دیگه اینم از محسنات اسم باحال داشتنه دیگه... lol
خب دیگه چشتون رو بیش از این درد نمی یارم...
برین خوش باشین
 ( امتيازها: 0)
بازديد: 176 | نويسنده: taymaz | نظر (17)

#1 توسط: yeki (26/11/1387 - 15:53)
اون بیچاره که کلی تلاش کرده بود معلوم نشه،کلمات رو فارسی می گفت ولی ته لهجش مونده بود
بریم صدای پدر مارکوپلو رو گیر بیاریم گوش بدیم بفهمیم کی رو میگی
من که بیشتر از همه با اون تصاویر مربوط به غاز ها و بعضی توضیحاتش حال کردم تو اون جلسه lol
#2 توسط: پزشک بارونی (27/11/1387 - 04:39)
تو واقعا بی نظیری اسمت ترکی خودت تنکابنی محل زندگیت تهران
آخه این درست آبروی رضا رو می بری مرده اومد فردین بازی در بیاره آبروشو بردی درستش کردی ندید پدید
ضمنا استادتون لحجه رشتی داشت که داشت چیخ مگه کلی بهش افتخار کنین(هر چند من خودم بلد نیستم رشتی حرف بزنم ) و دیگه به لهجه هم ولایتی ما گیر نده
ضمنا خوش به حالت ان شا الله سر کلاس عملی هم همین اشتباه رو بکنن
#3 توسط: محمدرضا (27/11/1387 - 14:52)
دیگه نمیخواستم بیام تو سایتت ولی دلم برات سوخت آخه میگن عاشقا خیلی مظلومند! فقط نگو عاشق نشدی که دیگه کارت از مشکوک زدن هم گذشته و کسی نیست که قضیه تورو ندونه! (ولی خیلی آدم فروشی، آدم فروش...!)
belay 7
#4 توسط: medlogger@gmail.com (27/11/1387 - 17:55)
نقدی زودرس بر پزشکی و زندگی!
http://medlog.blogfa.com
medlogger@gmail.com
آقا رضا جان ایمیل چک کردن که گناه نیست!
#5 توسط: medlogger (28/11/1387 - 04:03)
متن ایمیل را خواندن که گناه نیست!
دکتر جان در متن ایمیل نوشته ام به دکتر آ.ف. "لیسانس شیمی" مراجعه کنید و یک کتاب هم از او بگیرید.
#6 توسط: Dr Taymaz (29/11/1387 - 01:47)
yeki جون اگه صدای پدر ماکو رو گیر نیاوردی بیا پیش خودم من صداشو دارم... lol
#7 توسط: dr30na (29/11/1387 - 09:45)
صداشو داری یا میخوای اداشو در بیاری !!!! am
#8 توسط: محمد رضا (5/12/1387 - 15:52)
wink belay lol
#9 توسط: مجتبی (15/12/1387 - 03:46)
ای ول جلسه معارفه

بابا برین خدا رو شکر کنید ما جلسه معارفه برامون نگرفتن

بچه های ما تا یک سال تحصیلی تو کفش مونده بودن که رئیس دانشگاه کیه wink

فقط من خبر داشتم

اسم منو گذاشتن عامل نفوذی bully am

رضا ، خبرائیه ؟ واه واه ، تا بدیدم روی تو ای ماه شمع روشنم !