من,بابک,حمید,دانشگاه | خاطرات غیر پزشکی 11 دي 1387
پریروز به بابک از دانشگاشون زنگ زدن که بیا معاینه ی پزشکی,اونم به من اسمس داد و منم از خدا خواسته گفتم منم میام lol
رفتیم دانشگاه گفتن معاون دانشجویی دانشگاه یه ساعت دیگه از خوردن فارغ میشه lol (آخه وقت ناهار بود)
ما هم رفتیم پارک دانشجو(پارک کنار دانشگاه بابک اینا),که اونجا یه پیشیه نازو و گرسنه دیدیم.
منم به بابک گفتم مواظبش باش جایی نره من برم براش سوسیس بگیرم.سوسیسرو گرفتم و اومدم دیدم جا تره و بچه نیست.به بابک گفتم کجا رفت؟یه اشاره به اونطرف کرد.اونطرف چه خبر بود؟چند نفر داشتند جوجه میخوردند.عجب گربه ی زرنگی بودا 29 29 بابک سوسیسو ازم گرفتو و ذره ذره به طرف گربهه مینداخت.گربهه هم قدم به قدم به ما نزدیک تر میشد 16 اونقدر اومد نزدیک که تونستم نازش کنم 14 ولی از اونجایی که خیلی ترسو بود با اولین ناز از دستمون در رفت 17 چند بار دیگه هم سعی کردیم و آوردیمش پیش خودمون,اما تا میومدیم نازش کنیم در میرفت.اینقدر ادامه دادیم تا سوسیس تموم شد.ولی نشد گربه رو بگیریم دستمون 11
بعد از یه ساعت تو پارک بودن و دور و بر دانشگاه رو گشتن دوباره رفتیم تو دانشگاه,ولی هنوز معاون دانشجویی نیومده بود 3 13
وقتی هم که اومد یه وقت دکتر داد برای فرداش ساعت 16:30 recourse
فردای اون روز یعنی دیروز lol حمید هم با ما اومد.(چون اونم میخواست از دانشگاهشون گواهی تحصیلی بگیره تا باهاش گواهی نامه اخذ کنه)
گواهی تحصیلی رو که به حمید ندادن wink چون گفتن هنوز دانشجو نیستی,برو یه ماه دیگه بیا بچه belay ساعت 16:35 دقیقه هم به دانشگاه بابک رسیدیم که دکتر رفته بود 13 13 گفتیم ساعت چند رفته:نگهبانه گفت: 16:15 13 13
منم گفتم مگه میشه؟ساعت چارونیم با ما قرار داشت lol چه طور رفت؟
هیچی دیگه مجبوریم یه روز دیگه بریم.
پ ن 1:بابک تو بزرگترین دانشگاه غیرانتفاعی ایران(دانشگاه علم و فرهنگ) و حمید هم توی بزرگترین دانشگاه مجازی ایران (نور طوبی) تحصیل خواهند نمود,که هر جفتشون تو تهرانن 2
پ ن 2:تو اتوبوس جیب حمیدو زدم 16 توش کلید خونشون بود و از اونجایی که هیچکی خونشون نبود میخواستم بدبختش کنم 16 تو مترو وقتی منو بابک پیاده شدیم و اون سوار مترو بود تا ایستگاه بعد پیاده شه,کلیدرو بهش نشون دادم 14 قیافش واقعا دیدنی بود 20 20 معلوم بود تو دلش میگفت اگه بگیرمت زنده نمیذارمت 13 ولی از اونجایی که من خیلی با مرامم 9 بهش زنگ زدم گفتم واستا میام کلیدارو بهت میدم.
ولی چقدر خندیدیما.
جواب یه نظر:دوستی پرسیده بودند آیا تفاوت دانشگاه های پزشکی شهرستان با تهران اونقدی هست که یه سال دیگه کنکور بدم بیام تهران؟
به نظر من:خیر.بسیار تفاوت کمی دارند و اینو من نمیگم و وزرات بهداشت میگه.اگه توان دوری از خانواده رو دارید هیچ مشکلی نیست 2
--"تجربه اسمي است که افراد به اشتباهاتشان ميدهند." اسکار وايلد
 ( امتيازها: 1)
بازديد: 190 | نويسنده: رضا | نظر (17)

#1 توسط: dokhtarake kuhstan (11/10/1387 - 06:32)
چه پیشی ملوسی !
من وقتی کوچیک بودم ۲ تا گربه داشتیم که هر روز می رفتم حیاط می ذاشتمشون رو شونه هام.یکیشون اسمش گرگی بود یکیشونم ببری. دو تاشونم توسط کلاغ بد جنس ربوده شدن. recourse
مامانشون اصلا قشنگ نبود یه بار منو چنگ زد ولی اون بچه هاش هیچ وقت چنگم نزده بودن از اون مقع که حدودا ۶ /۷ سالم بود به گربه ها حتی دست نمی زدم.
الانم ترجیح میدم نازشون نکنم مگر اینکه خیلی خوشگل باشن.
lol
یعنی واقعا فرقشون کمه.نمی دونم .چی بگم.خدا کنه.دوس ندارم دکتر بدی بشم چون به هر حال تو شهرستان قبول شدم.
مرسی ولی اون جمله ی قصارو از خودم که ننوشته بودم از جایی دیدمو نوشتم. laughing
#2 توسط: باران (11/10/1387 - 11:49)
چقدر اسم خوراکی آوردی توی این پست...! lol

اگه میشد طرح رو پیچوند که دیگه اسمش طرح نبود... :)
#3 توسط: پزشک بارونی (11/10/1387 - 12:10)
ممنون سر زدی و بیشتر ممنون همه متنامو خوندی اسم واقعیم علی بهاری، وگرنه شهابم اسم مستعارم تو اینترنت
گربه واقعا با مزه بود منو یاد گربه ای انداخت که 2 تا بچه ملوس تو شیروونی خونمون به دنیا آورده بود و خیال نداشت خونرو خالی کنه چه قدر اذیت کرد تا از دستش خلاص شدیم اینکه معاونا نا یابن با هم همدردیم تازه اگه پیدام بشن همیشه با یه نه ساده کلی حال آدمو می گیرن (خدا ازشون نگذره )ضمنا ممنون لینکم کردی
#4 توسط: آقا بابک (11/10/1387 - 15:23)
هیچ حرفی ندارم بگم
#5 توسط: yeki (11/10/1387 - 16:07)
,و من چقدر از این موجودات ناز می ترسم lol
#6 توسط: یه دوست (11/10/1387 - 16:13)
سلام دوست عزیز. امروز من برای اولین باری بود که وارد سایتت میشدم. بیشتر نوشته های قبلیت رو هم خوندم. فقط میخواستم ببینم ورودی مهر هستی یا بهمن. چون من هم امسال پزشکی دانشگاه ایران قبول شدم bully البته نیمه دوم recourse . راستی من هم مثل خودت، سال دومی بود که کنکور میدادم و رتبه ی هر دو سالی که کنکور دادم هم تقریبا شبیه رتبه خودته. راستی نگفتی دقیقا اهل کجا هستی؟ حتما دوباره به سایتت سر میزنم فقط یادت نره جواب سوالامو بدیا!! خوشحال میشم بیشتر بات آشنا بشم فعلن 34
#7 توسط: dokhtarake kuhestan (12/10/1387 - 03:19)
سلام. رتبم ۷۵۲ منطقه ۱ شده.
شهرمم اگه تو وبلاگت قسمت پیام خصوصی بذاری حتما میگم.

#8 توسط: پزشک بارونی (12/10/1387 - 07:44)
ما امتحانمون 28 دی شروع می شه و دو هفته ادامه داره به جز بافت بقیه رو از جزوه هایی که خودمون به عنوان گروه جزوه نوشتیم استفاده می کنیم
#9 توسط: مصطفی (12/10/1387 - 23:53)
سلاممممممممممممم
ببین رضا این یارو واست نظر گزاشته رو آرشو بگیر
مثل اینکه همکلاسیت جور شد
ببین دختر بود بیخیال بشی وگرنه ... وگرنه نه هیچی کاری از دستم بر نمیاد ولی اگه پسر بود برو حالشو ببر
دیگه اینکه این پیشیه ملوسه
و ادامه ی داستان
میبینم که آقا رضا ضایع شد اکشالی نداره تا تو باشی پست رو نیمه نخونیی
جدی آمار طرفو گرفتی بگو ببینم همکلاسیت جور شد یا نه
#10 توسط: من؟؟؟؟؟ (13/10/1387 - 06:19)
laughing 13 25 30 32 36 35 34 37 38