| یه شغل ,با چند کارگر (قسمت سوم) | خاطرات غیر پزشکی | 28 مرداد 1388 |
| بعله مثل این که قرار شد قسمت سوم فیلم ,باز هم از همون زاویه ی دو فیلم قبلی روایت بشه درحالی که یک طرف فیلم برای ملاقات محمدرضا لحظه شماری میکنن و دوست دارن هرچه زودتر قرار ملاقات گذاشته بشه,طراحان صحنه کار شیطون (عجله) رو میذارن کنار ![]() این طرف داستان رضا با اینکه خارج از تهرانه,ولی نمیخواد رسالت خودشو تو اجرای فاز 2 پروژه کنار بذاره حالا این سه نفر مات و مبهوت درجای خودشون میخکوب میشن هر چه کردند ,نتونستن رضا رو از خرش پیاده کنن حالا بعد از ظهر روز یک شنبست,همه چی حاضره,طبق قرار ملاقات تا لحظاتی دیگر زنگ خونه ی مامان بزرگ محمدرضا به صدا در میاد.محمدرضا داره آخرین تست های بازیگریشو انجام میده,هادی هم اینور اونور باند پیچی پای محمدرضا رو چک میکنه,تا هیچ چیزی غیر واقعی به نظر نیاد. زنگ میزنن,سه ستاره وارد حیاط خونه میشن.محمدرضا مثل دخترای دم بخت که نظاره گر اسب رویاهشه,چشم به حرکات این سه نفر دوخته ![]() جماعت کمپوت به دست وارد اتاق مجروح میشن.اوه اوه.لحظه ی دیدار فرارسید.بالاخره فرارسید.این تیکه خیلی رمانتیکه,از توصیف این قسمت میگذریم. چه میکنه این محمدرضا با نقشش.چه میکنه. اجازه بدید,هنر بازیگریشو با یه جمله از سینا که در همین ملاقات گفته شد,توصیف کنم: سینا:دیگه اون برق شیطنتو تو چشمات نمیبینم,ان شاالله که زود تر خوب شی. دامنه ی مراسم فحش کشی رضا به خونه ی مامان بزرگ هم کشیده میشه.هر چهار نفر,از کارهای احمقانه ی رضا میگن و هر یک در حد بضاعت خود,برگی از ناسزا رو به دفترچه افتخارات رضا الصاق میکنند ملاقات تموم میشه و سه نفر از خونه ی مامان بزرگ میان بیرون,هرچند بین خودمون باشه,که چقدر هم پیش خودشون از کله شقی و زبون نفهمی محمدرضا گفتند و خندیدند,که چه قدر این پسر احمقه که رهسپار خیابان های خون و گلوله شده.و چقدر هم از واقع بینی و نکته سنجی خودشون تعریف کردند که: ""من که چون میدونم تو این جور اغتشاشات بکش بکش زیاده,اصلا موقع اغتشاش 2 متر از در و پنجره ی خونمون فاصله میگیرم,اونوقت این احمق پاشده رفته ماجراجویی.چقدر احمقه خداوکیلی."" حالا با خیالی راحت و با چشمانی مملو از برق شیطنت محمدرضا طی تماسی با رضا,اونو از آخرین شاهکارش با خبر میکنه, گوشی قطع میشه,رضا آهی میکشه که :چرا من نبودم؟ ادامه دارد... پ ن 1:عکس ها بیانگر این اعتقاد هست که: یا کاری رو انجام نمیدیم,یا انجام میدیم,قشنگ انجام میدیم. پ ن 2:از دوستانی که طبق بیانات خودشون بیننده ی خاموش این وبلاگ بودن و به یک باره بعد از انتشار قسمت های این فیلنامه روشن شدن,کمال تشکر رو بابت نظرات گرانقدرشون دارم. |
|
|
|
|
|
| |



