جوش خوردم,شکست خوردم ولی یاد گرفتم | خاطرات غیر پزشکی 29 بهمن 1387
خدایا امروز چقدر جوش زدم...........
سلام بچه ها جون.امروز انتخابات نمایندگی ورودی های بهمن 87 بود(80 نفر)
خوب خیلی خوب بود.تقریبا طرز فکر و جو کلی بچه های کلاس رو شناختم 4 چیزایی دیدم که برام خیلی غیر منتظره بود 28 این انتخابات با من کاری کرد که طرز تفکرم تو چند موضع کاملا عوض شد what .در نهایت حس میکنم بزرگتر شدم 2
باید بگم که این پست رو به عنوان یه خاطره ی تنها نخونید.میشه چیزایی یاد گرفت و من به جنبه ی آموزشی این پست بیشتر تاکید دارم 2 اما روند انتخابات:
من کاندید نشدم lol (به نفع یک کاندیدای پسر-محمدرضا- کشیدیم کنار 29-چون جو کلاس 60-40 به نفع دخترها بود و با اینکه میدونستم در صورت کاندید شدن میتونستم از محمدرضا که به نفعش کشیدم کنار رای بیشتری بیارم ولی در اصل به نفع جمعیت پسرانه ی کلاس کشیدم کنار تا تشتت آرا ایجاد نشه 29 )
تا اینجای کار 2 کاندید دختر و یک کاندید پسر داشتیم.
با این وضع شکست ما قطعی بود,من برای این که در جمع دخترا تفرقه ایجاد کنم 16 یکی از پسرهای کاملا غیرشناخته شده( علیرضا)(که با پیش بینی های من در اون لحظه بیشتر از 3-4 تا رای نمیاورد رو بهش پیشنهاد دادم که پاشه بره و نمایندگیشو اعلام کنه, چهار نفر رفیقاشم تایید کردند و بلند شد رفت تا کاندید بشه)آخر به همت خودم و چندتا از بچه ها با تشویق عجیبی علیرضا رو همراهی کردیم.
با این کار رای پسرها زیاد تغییر نمیکرد ولی باعث میشد تعداد دختر بیشتری شیر شند و نمایندگیشونو اعلام کنند. 16
پیش بینی درست بود و 2 تا دختر دیگه هم اومدن کاندیتاریشونو اعلام کردن (این یعنی به طور غیر مستقیم بین رای دختر ها تشتت و تفرقه ایجاد کردن 16 )
تا اینجا قضیه خوب پیش میرفت.
اما بعد از مدتی که 50 درصد پسرا رایشونو دادن , یکی از بچه ها اومد گفت بیشتر اونا به علیرضا رای دادن 12 یهو قاطی کردم 13 از همونجا داد زدم:
رای گیری رو متوقف کن متوقف کن.رفتم برگه ی رای رو گرفتم خواستم پارش کنم lolاما حیف که نمیشد.آخه میدونید چیه؟اون 50درصد دیگه ی پسرها اصلا حاضر نبودن به علیرضا رای بدن 13
مجبور بودیم سریع تا رای گیری تموم نشده سیاستمون رو عوض کنیم و اون آشی رو که خودم از آشپزاش بودم رو خودمون کوفت کنیم 13
حالا دیگه هرچی به علیرضا گفتم به نفع محمدرضا بکش کنار ,کنار نکشید که نکشید.محمدرضا هم حاضر نشد به نفع علیرضا بکشه کنار.این یعنی شکست صد در صد ما.خدا میدونه من این وسط چقدر اینور اونور دویدم و چقدر حرص خوردم که یکی بکشه کنار تا حتما پسرها برنده شند.دیگه اینقدر حرص خوردم که قرمز قرمز شده بودم.دقیقا اینجوری--> 13 )
هیچکی نکشید کنار و طبق محاسبات من ,پسرها عملا باختند.20 درصد کلاس علیرضا-20 درصد کلاس محمد رضا و 60 درصد دخترها هم به احتمال قوی میتونستند به یک کاندید با درصد رای بیشتر از 20 درصد از اون 4 نفر رای بدن)
اما وقتی نتایج اعلام شد,من شوکه شدم.علیرضا و محمدرضا هر کدوم حدود 25 رای آوردن. what در صورتی که کل پسرها 30 نفر نمیشد.در نهایت علیرضا حسین زاده با اختلاف ناچیزی نسبت به محمد رضا اربابیان نماینده ی کلاس شد.این یعنی پیروزی پسرها laughing
----------------------------
اما:
1-تو این انتخابات همه ی ترفندهای شیطانی و پیش بینیهای من با شکست روبرو شد recourse دوتا دختری که بعدا اومدند جمعا 8 رای هم نتونستن بیارن,یعنی نیت تشتت و تفرقه افکنیه من جواب نداد lol -علیرضایی که شانس پیروزیشو صفر میدونستم و فکر میکردم از بین 6 تا کاندید (2 پسر و 4 دختر) آخر بشه نماینده شد.
2-در پایان انتخابات خیلی خوشحال بودم که یک پسر انتخاب شد و کلی هم براش دست زدم 14 25 ولی بعدش که یکم فکر کردم یه چیزایی رو فهمیدم:
دم دخترهای کلاس گرم که به جنسیت توجه نکردن.
وای بر خودم و بقیه ی پسرها که اونقدر ضد دخترها کار کردیم و اونارو تو اون موقع اصلا آدم فرض نمیکردیم.(واقعا برای خودم متاسفم و خوشحالم که خیلی زود فهمیدم اون تفکر اشتباهه و سعی میکنم اصلاحش کنم-آخه میدونید چیه من خیلی ادعای تساویه حقوق زن و مرد رو داشتم و به دوستام هم میگفتم که برای من دختر و پسر فرق نداره ولی امروز عملا نشون دادم حرف خودمو قبول ندارم)
به نظر من پیروز این انتخابات دختر ها بودند,با این که میتونستن نتیجه رو به نفع یه دختر برگردونن اما فارغ از تقاضل جنسیتی یک پسر رو انتخاب کردند که این حرکتشون قابل تقدیره.
3-بعد از انتخابات پسرها شکست سنگینی خوردن,و عملا جو کلاس سه تیکه شد.مثلا اگه بخوای نام گذاری کنی مثل جنگ جهانی میشه:
متفقین-متحدین-بی طرف ها -------من بی طرفما
4-من میدونم که نمایندگی خیلی دردسر داره,اما قبل از انتخابات من فکر میکردم اگه نماینده پسر نباشه برامون افت داره.ولی الان اصلا اینجوری فکر نمیکنم و آرزو میکردم نماینده یه دختر می شد تا یه چیزایی رو به گروه های متفقین و متحدین یاد میداد,که دیگه لج بازی نکنن.آخه در حین انتخابات ما هدفمون (هر چند نادرست) یکی بود و همه باید با هم یکی میشدیم,اما بعضی ها واقعا لج بازی میکردن و فقط میخواستن رفیق خودشون رای بیاره,حتی به قیمت شکست در رسیدن به هدف)
5-ترم بعد من به هیچ وجه جنسیت رو در نطر نمیگیرم و به شایسته ترین فرد رای میدم(آدم شدم lol )
6-آقا چه حالی داد موقع معرفیه کاندیدا,وقتی دخترا خودشونو معرفی کردن من و چندتا پسر دیگه هو میکشیدیم و موقع معرفیه پسرا سنگ تموم میذاشتیم.
7-هنوز چیزای زیادی تو زندگیم وجود دارند که ارزش تجربه کردن رو دارن bully


--سه نفر توي هواپيما براي هم كلاس مي ذاشتند . اولين نفر با موبايل دومين نفر با لب تاپ سومين نفر مي بينه داره كم مياره ، ميره يك دستمال كاغذي رو لوله مي كنه ميگذاره توي جيبش ( البته يك گوشه از دستمال كاغذي را از جيبش بيرون ميذاره ) بعد مياد پيش دوستاش يكي از دوستاش ازش مي پرسه : اين چيه از جيبت بيرونه ؟ ميگه واي خداي من ، كي براي من فكس فرستاده !!!؟؟؟
---بعضی عيب ها تا پديدار نشوند,هرگز مداوا نميگردند.آنوقت ننگي ميشوند که پوشانده هم نخواهند شد.
 ( امتيازها: 1)
بازديد: 296 | نويسنده: رضا | نظر (33)

#1 توسط: dr30na (29/11/1387 - 11:33)
د بیا !! هنوز هیچی نشده فمینیست شدی خائن !!!؟ همون بحث اینده نگری و ایناست دیگه!!! یا واقعا خبریه !؟ am
#2 توسط: نجمه (29/11/1387 - 11:39)
سلام
تبریک میگم که افکار خیلی نادرستتونو کنار گذاشتین 2
ما که یک نماینده ی دختر داریم یه نماینده ی پسر! ولی ما هیچ کدوممون اصلا از نمایندگی خوشمون نمیومد! تازه همون بنده های خدایی هم که نماینده شدن به اجبار بود!!
من واقعا این جمله هایی که اخر متناتون میذارین رو خیلی دوست دارم،ممنون 33
#3 توسط: سايه (29/11/1387 - 12:00)
سلام!يعني هميشه پسرا اين جورين؟ 6 آخه تو کلاس دوستم هم همچين اتفاقي افتاده سر انتخاب نمايينده 20 آخر سر نماينده پسر شده ولي با کلي دلخوري بين خودشون!!!!!!!!!!
اين احساس مسئوليتتون رو تحسين ميکنم 29 (البته منهاي اون احساس رقابت جنسيتي و قضيه ي کم آوردن و اينا......... 19 )
خوب بود و ممنون 14 bully
#4 توسط: yeki (29/11/1387 - 12:27)
چنان داد کشیدی رای گیری رو متوقف کن و دوییدی که ما فکر کردیم چی شده حالا
می خواستیم بگیم این هو کردنتون خیلی مسخره بود که دیدیم خودتون حال کردید باهاش،چه کنیم دیگه... belay
#5 توسط: محمدرضا (29/11/1387 - 12:42)
اولا که خدمت دوستان عرض کنم که این محمدرضایی که آقا رضا در موردش گفت من نبودما اون فامیلیش اربابیان بود. من یکی دیگم. بد ببینم آقا رضا یه دفعه چی شده که خواهان تساوی حقوق زن و مرد شدی؟ تا دیروز که سایه دخترا رو از دور میزدی شیطون! البته من خودم چون از هیچ کدوم از کاندیدا خوشم نیومد به هیچ کدومشون رای ندادم! در مورد (هو کردن) هم باید بگم که خیلی خیلی حال کردم دمتون گرم!
lol laughing
#6 توسط: نسيم (29/11/1387 - 12:43)
ببين اقا رضاي باقالي! من کاملا رک و روراستم . و حقيقتو بهت ميگم. دختر ها بين خودشون چشم ندارند هم ديگرو ببينن چي برسه به اين که يکي شو ن به بقيه سر باشه. تازه براي پسر هاي کلاس هم دلشو ن ضعف ميره. تازه با اون عکسي که من از محمد رضا ديدم خوش قيافه هم هست که ديگه هيچي. ولي کلا جد ا از اين حرف ها من خودم فکر ميکنم نماينده پسرامون بيشتر مي تونه از نماينده دخترامون به دردمون بخوره. کلاس ما هم اجبارا بچه ها نماينده شدند. فکر کردي چه خبره؟‌همه الافي ها و بدبختي ها واسه نماينده است. جايزه نوبل که نمي دن!
ولي اي ول واقعا از سياستت حال کردم بابا تو ديگه کي هستي!

با اين اوصاف از الان بگم فاتحه کلاستون تا هفت سال ديگه خوندست.
#7 توسط: محمدرضا (29/11/1387 - 12:47)
نسيم, با سپاس از لطف نظر شما در مورد بنده باید بگم که من کاندید نشده بودم اونی که کاندید شده بود یه محمدرضای دیگه بود.
#8 توسط: رضا (29/11/1387 - 14:00)
what
عجب پست پر مغزی ول کردما lol
همینجوری دارم چیز یاد میگیرم lol
هنوز بابک نظر خودشو نداده


--------------------
#9 توسط: taymaz (29/11/1387 - 22:06)
بازم که آخر از همه رسیدم 9
خب منم نظرم رو راجب به انتخابات امروز می گم ، البته با اجازه ی اساتید... 8
به نظر من همه کاندیدا ها لیاقت این پست رو نداشتن ، نه دختر ها و نه پسر ها ....
ولی همیشه باید بین بد و بدتر ،بدرو انتخاب کرد
گرچه نماینده شدن همش دردسره ولی این شخص قراره منتقل کننده ی نظرات ما باشه . پس باید سخنگوی خوبی باشه که من توی این بچه ها همچین کسی رو ندیدم و فقط به این دلیل به علی رضا رای دادم چون بیشترین سن رو بین ما داره lol و تجربش از برقیه بیشتر بود . فقط همین....
اما حالم از این اتحاد دخترا بهم خورد 21
شنیده بودم دخترا با هم چشم و هم چشمی دارن ولی دیگه نه تا این حد ... 38
نامردا به دوستاشون می گن برین کاندید شین اون وقت اونا رو فقط ضایع می کنن
بیچاره اونی که 2 تا رای آورد . این قدر دلم براش سوخت 15
اما از تمام این مسائل بگزریم من می خوام پرده از دست های پشت پرده بر دارم ... 12
بله .... کسی شاید ندونه که چرا علی رضا این قدر رای آورد با این که خیلی ها هنوز نمی شناختنش... 28
خب چون نظرم طولانی یه قبول نکرد برقیش رو ت و نظر بعدی می نویسم...


--------------------
#10 توسط: Dr taymaz (29/11/1387 - 22:20)
خب ادامه داستان .....
اون یه مشاور تبلیغاتی به نام امیر رضا داشت که تونست براش از بین دخترا رای جمع کنه ... 12
طبق آخرین اخباری که از ماموران خبر چینم در سازمانه سیا به دست آوردم (این تحقیقات رو کارآگاه گجد شخصا رهبری می کنن ...) امیر رضا بعد از ایجاد رابطه با بعضی از دختران خائن اونها رو به رای دادن به علی رضا تشویق کرد و اونها هم با توجه به وعده و وعید هایی که بهشون داده شده بود این کار رو انجام دادند... what
البته تحقیقات همچنان پیرامون صحت این انتخابات ادامه داره و همچنین امیر رضا تحت مراقب هست تا بتونیم اطلاعات بیشتری در این زمینه ازش به دست بیاریم... 18
خب فعلا تا همین جا رو داشته باشین تا ادامه تحقیقات انجام بشه ... lol
این پیام فاقد هر گونه ارزشی می باشد و پس از خواندن به طور خودکار نا بود می شود.... 16
بووووووووووووووووووووم
#11 توسط: رضا (29/11/1387 - 22:43)
با تشکر از همه ی اونایی که نظر دادن 7 33
باور کنید من امروز درس ومشقمو ول کردم چسبیدم به اینترنت تا هر نظری میاد رو نوشکافی کنم.
نظرات خیلی خوب و دقیق بودند
به جنبه هایی اشاره داشتند که باعث شد بازم چیز یاد بگیرم و بگیریم 4
به امید خدا در پست بعدی حسابی حواشی این پست رو تحلیل میکنم 4
اما بابک جون اون شعرت :
کاش میشد واسه هوس رفاقتارو نفروخت
کاش میشد صداقت رو رو تن هر آینه دوخت

واسه لحظه ای بود که یه دختره اومد بهم گفت کلاستونو با من عوض میکنی؟
منم سریع گفتم:چشم
من چیکار کنم که اونقدر سطح ........ بین آدما پایین اومده که وقتی من به یکی کمک کردم (بنده خدا شهرستانی بود و کلاس چهارشنبش چون تا عصر طول میکشید مجبور بود زمانشو تغییر بده) تا دیگه نره به پسرای دیگه رو بندازه ,سوژه میشم؟
خودم از ته دل راضی هستم.
جواب محمدرضا:
ببینم ممد رضا جون من کی تورو فروختم؟اصلا تو یک شنبه با من کلاس داری که من تورو بفروشم؟چرا جو سازی میکنی؟ 6
من خراب رفاقتم.همه هم اینو میدونن


--------------------
#12 توسط: محمدرضا (29/11/1387 - 23:03)
بابا چرا بهت بر خورد رضا جون. اولا که میخواستم باهات شوخی کنم دوما که درسته که شنبه ها با هم کلاس نداریم ولی موقع انتخاب واحد یه جوری انتخاب واحد کرده بودیم که تو ساعتایی که تو دانشگاه هستیم با هم باشیم. و در آخر اینکه وقتی علت تغییر ساعت و روز کلاس اون دختر رو متوجه شدم و دیدم واقعا ضروریه، دیگه هیچی بهت نگفتم که!
lol 33
#13 توسط: medlogger (29/11/1387 - 23:22)
نقد زودرس وبلاگ

پزشکی و زندگی

http://www.medlog.blogfa.com

medlogger@gmail.com
#14 توسط: پزشک بارونی (30/11/1387 - 10:31)
ما که 3 تا نماینده داریم اول قرار بود باشه 2 تا ولی چون بین من و نماینده دیگه پسر جنگ داخلی در گرفت شدیم 3 تا
برادر من خجالت بکش هنوز یه ماه نیست دانشگاه رفتی زن ذلیل شدی خوش به حال اون دختری که خودشو بندازه به تو
البته این که90%دخترا به یه پسر رای دادن شکی توش نیست
من یادم نمی ره موقع امتحانا وقتی بعد 203 امتحان پشت سرهم نمره تاپ شدن خر خون دخترا یه امتحان رو گند زد اکثر دخترا از ما خیلی خوشحال تر بودن و بلند بلند ابراز رضایت می کردن
بعدا نمایندگی مجلس مگه هر ترم رای گیری کنید ما که ترم قبل رای گیری کردیم این ترمم که نما ینده دخترای کلاس ما اومد دانشکده شما من خودم یه نما ینده جدید براشون انتخاب کردم چون به جز من و نماینده قبلی که اومد دانشگاه شما کسی عشق نمایندگی نداره تازه منم هفته ای 3 روز قهر می کنم که دیگه نماینده نیستم باز منو می ذارن تو پوست گردو(عجب کامنتی شد خودش یه پسته)
#15 توسط: dr30na (30/11/1387 - 12:57)
این تایمازم مشکوک می زنه ها !!! دلت سوخت واسش !!!!!! 7 اخی !!!! در ضمن مگه گجت نبووود !!!؟؟ گجد کیه !!!!؟ 6 راجب این انتخاباتم بگم که اگه فقط یه نفر به درد نماینده شدن می خورد علیرضا بود !! البته اینو میگم چون خودم کاندید نشدم و گرنه که کی بهتر از dr30na !!!!؟؟؟؟؟ am
#16 توسط: hamkelasi (30/11/1387 - 19:23)
االبته نمایندگی اسمش قشنگه اگه هم به پسرا رای دادیم برا این بود که خیلی cheapبود یه دختر اخر ترم پوله همکلاسارو جمع کنه براشون جزوه چاپ کنه 39
dr30na,
محمدرضا,
#17 توسط: الی (30/11/1387 - 21:21)
سلام
کلاس ما که برا دخترا یه نماینده و برا پسرا هم یه نماینده ی مجزا داره.
کلاس باحالی دارینا ...

#18 توسط: همکلاسی پسر (1/12/1387 - 18:28)
hamkelasi, باید خدمت این همکلاسیمون عرض کنم که سر کلاس زبان یش یکی از دخترا که برای بچه ها برگه کپی کرده بود نفری 65 تومن بابت کپی از بچه ها گرفت( دختر هر کاری کنن بازم cheap هستن)
wink
#19 توسط: مجتبی (15/12/1387 - 06:07)
سلام

ای ول جمع همه همکلاسی ها و هم رشته ای های شما اینجا جمعه !

چه خوب ...

والا رضا جون منم یه جورایی نماینده دانشجوهای هم ترم خودم هستم ولی خب دانشگاه ما اولا امکانات هیچی نمی ده

دوما فقط می خوان به حرف آدم رو بکشن پای میز و موقع عمل فقط فرار می‌کنن

همکلاسی های عزیز هم که باید براشون اسفند دود کرد ! از بس که هوای نماینده رو دارن !!!!

در واقعیت همه دوستات راست گفتن ... نماینده شن فقط دردسره

می‌خوای یه فاجعه رو بهت اعلام کنم ؟ من دو ترمه که نماینده گروه فناوری اطلاعات هستم

اگه بدونی در طول این دو ترم من چند واحد رو تونستم پاس کنم مخت سوت می‌کشه ...

نماینده شدن وقتی که مسئولین دانشگاه باهات همکاری نکنن و بچه های همکلاسی و هم رشته ای بهت بها ندن و فقط توی حرف زدن پشتت در بیان یعنی اینکه یه هفت تیر بزاری بغل مغزت و خودت ماشه اش رو بچکونی و ...


حواست باشه اگه می‌دونی جو جوریه که کسی همکاری نمی‌کنه اصلا برای این سمت کاندید نشو که آخرش فقط متضرر می‌شی !