فصل اول :حدود 5 ماه پیش که فهمیدم دانشگاه ایران قبول شدم,خدا خدا میکردم تو قرعه کشی مربوط به ورودی ترم بهمن یا مهر,ترم مهری بشم و یه نیمسال عقب نیفتم.وقتی فهمیدم ترم بهمن شدم خیلی ناراحت شدم.گفتم خدایا من که این همه سفارش کرده بودم

آخه چرا من باید اینهمه
بدشانس باشم خدا!!!
فصل دوم:یه دوست دارم که اسمش حسینه.همه ی کارهای ثبت نام اینترنتی و انتخاب رشتشو خودم براش انجام میدادم.این بنده خدا با این که دوسال کنکور میده نتونست تو کنکور قبول بشه.منم بهش گفتم ناراحت نباشه یه چیزی به نام تکمیل ظرفیت هم هست

.گفت پس هر وقت موقعش شد به من خبر بده که من جا نمونم.وقتی موقع تکمیل ظرفیت شد بهش خبر دادم.با هم کارای تکمیل ظرفیتو انجام دادیم.
2-3 ماه پیش وقتی جواب تکمیل ظرفیت اومد
چند بار زنگ زدم خونشون که بهش خبرخوش قبولی رو بدم.ولی خونه نبود

.تا این که بالاخره خبرو بهش دادم.خیلی خوشحال شد و تا فهمید قبول شده پرید خونه ی ما

.موقع ثبت نامش تو دانشگاه هم دوباره همه ی مدارکشو آورد که با هم پر کنیم.که اونجا بود که دفترچه ی راهنمای خدمت سربازی رو داد به من.(خودش برگه هاشو پر کرده بود و میخواست اعزام به خدمت بشه و دفترچهه بدردش نمیخورد.منم بهش گفتم اگه بدردت نمیخوره بده تا منم بخونمش و یکم به اطلاعاتم تو این
بیکاری اضافه کنم)
فرداش که دفترچه هرو باز کردم تا ببینم توش چی داره و شرایط معافیت چیه و این حرفا دیدم:ددم وای

من شرایط معافیت
عفو رهبری رو ندارم

(آخه تا اون زمان شندیده بودم که بالای 30 سال معافه.ولی این قانون برای کسایی بود که تحصیلاتشون دیپلم یا زیر دیپلم باشه.پزشک ها تا 40 سالگی اگه خدمت نرند عفو رهبری میخورند.خوب میدونید که اگه خدمت نری یعنی اصلا تحصیل نکردی و بهت مدرک دانشگاهی نمیدن

)
سریع با حول و هراس رفتم تو بخش معافیت کفالت.دیدم آخیش.شرایط معافیت کفالت رو دارم
فصل سوم:تو این 2 ماه پیش با توجه به این که ترم بهمنی بودم و بیکار ,عزممو جذب کردم که مدارک معافیت رو جور کنم.بالاخره بعد از 2 ماه تلاش و بدوبدو امروز کارم تموم شد.بالاخره معاف شدم
الان که فکر میکنم میبینم که اگه تو قرعه کشی میفتادم ترم مهر چی میشد؟آیا بازم وقت میکردم
خودم بیفتم دنبال کارای حسین یا میدادم داداشم که با حسین دوسته انجام بده؟آیا اون دفترچه بدستم میرید؟یا اگر هم میرسید من توشو باز میکردم که بخونمش در حالی که طبیعتا اون موقع وقت امتحانای میان ترم,ترم مهری ها بود؟یا اگر هم تمام این چیزا اتفاق میفتاد من چه جوری میتونستم مدارک معافیت رو جور کنم؟(در صورتی که برای جمع کردن تک تک مدرک ها کلی زحمت کشیدم و در کل 2 ماه مفید دنبالش بودم,یعنی هرروز دنبال پروندم بودم.)
این جاست که میفهم 5 ماه پیش موقع قرعه کشی من
خیلی خوش شانس بودم که افتادم ترم بهمن.
اما 2 تا واقعیت مهم که تو این پرونده اتفاق افتادند:
1-اگه کاریرو بسپاری به خدا,خودش به بهترین وجه انجامش میده.شاید اولش به نفعت نباشه ولی آینده رو که تو نمیتونی پیش بینی کنی.
2-کمک به دیگران عین کمک به خودته.مثل اینه که شما یه حساب پس انداز پر سود(با سود خدادرصد-یعنی خیلی زیاد-) باز کنی.**زندگي زيباست زشتيهاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان ميگذرد ... آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد