رضا به سبزوار میرود+سری دوم جوک و لطیفه | با هم بخندیم 26 دي 1387
آقا به امید خدا امشب راهیه ولایت مادرمم(سبزوار) -همونطور که قبلا هم گفتم سفر کاریه نا تفریحی
اونجا هم که خاله ها ما رو میگیرن و باید چند شب خونه ی هر کدوم به اجبار بمونیم(لنگر انداختن اجباری lol )
اگر نمردم ( 30 ) صبح جمعه 4/11/87 (یک هفته دیگه) تهرانم 2 تا فرداش با بابک بریم ثبت نام دانشگاهامون.
شرمنده ی دوست عزیز همکلاسیمونم شدیم 8 (آخه قرار بود امشب ساعت 10 با هم برای اولین بار بچتیم 10 )-دوست جون قرارمونو همینجا میذارم:
زمان:جمعه 10 شب مکان:یاهو چت روم lol
یه چند تا جوک هم بگمو برم:
--از غضنفر ميپرسن چه جوري بستني کيم ميخوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي کشم بيرون 12
--به غضنفر ميگن يه موجود نام ببر ميگه : آب جوش ميگن آب جوش که موجود نيست ميگه والا من از تبريز که ميومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است 18
--غضنفر صبح ميره در مغازش ميگه بسم ا... رحمان رحيم.کرکره را ميده بالاميبينه همه چيز رو دزدیدن کرکره را ميده پايين ميگه صدق ا... علي العطيم wink
-- غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم 9
--احمدي نژاد زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه. 14
--يه روز يه غضنفر ميره باشگاه بدن سازي ، مربي باشگاه بهش ميگه هفته اول که بياي بدنت درد ميگيره ، غضنفر فکر ميکنه ميگه پس ميرم از هفته دوم ميام 38
--به يه گربه ي چيني ميگن اسمت چيه ميگه:ميونگ 37
--سوال كنكور آزمايشي يکي از موسسات کنکور : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟ 28
--خطيب جمعه: اگر امروز شما مي بينيد يوزارسيف تن به خواسته آن زن نميدهد اينها همه از برکات نظام است. 39
--غضنفر کنکور داشته ميره سر جلسه، سوالها رو که پخش ميكنند، اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه!!! بعد يك بيست پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن .بعد 40-50 دقيقه يارو مراقبه ميبينه غضنفر خيس عرق شده!!! هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم. 20
خوب دیگه دوستان.خوبی بدی هرچی از ما دیدید حلال کنید که ما رفتیم. 34
---ماداميکه تلخي زندگي ديگران را شيرين ميکني.....بدان که زندگي ميکني(هلن کلر)
 ( امتيازها: 1)
بازديد: 279 | نويسنده: رضا | نظر (17)

#1 توسط: همون يه دوست (26/10/1387 - 04:48)
سلام رضا جان، ان شاال‍... به سلامتي بري و برگردي( 24 ). من جمعه 4/11/87 ساعت 10 شب منتظرتم( 32 ). حالا اگه زودتر برگشتي تهران خبرشو بهم بده! فقط من يه چيزي رو نفهميدم( 28 ) براي چي گفتي شنبه 5 بهمن ميريم براي ثبت نام!!؟ تا اونجايي كه من ميدونم شروع ترم جديد شنبه 12 بهمنه!!؟ 6
#2 توسط: SETAREYESHAB (27/10/1387 - 07:26)
سلام
ایشالا سفرتون به سلامتی باشه... 33
ما که ترممون 17 ام شروع میشه recourse ... خوش به حالتون که زود تر شروع میکنید...
#3 توسط: دکتر خوش قلب (27/10/1387 - 09:50)
سلام باباییی
پسر تو تا حالا لباس زنجیر ندیده بودی؟(ندیده) یکم بیا بیرون ببین چه خبره. اصلا محرم سال بعد بیا اینجا
دانشگاه ما هم اجباریه.یکم تا دهم کشکه که باید بریم بسابیم نه جدی مال ما انتخاب واحد انجام شدس و اجباریه منظورشون تهیه خوابگاه و کارت سلف و ... بوده
موفق باشی
بازم در آینده بیا
خدا نگهدار
#4 توسط: dokhtarake kuhestan (27/10/1387 - 13:32)
lجوك آخریه خیلی باحال بود.اون یكیام خوب بودن.معدن جوك ! lol
سفر خوش بگذره !
#5 توسط: آقا بابك (29/10/1387 - 16:44)
در جواب همون يه دوست:5 بهمن بايد بريد انتخاب واحدتون رو تاييد كنيد
#6 توسط: دکتر خوش قلب (30/10/1387 - 03:56)
سلام
یه خواهش دارم که امیدوارم ردش نکنید
من یه پست گذاشتم شدیدا به نظر شما محتاجم.
ازتون میخوام بیاییید و نظرتون رو بگید
من این نظر رو واسه همه ی بچه های پزشکی دادم
ممنون از لطفتون
خدانگهدار
#7 توسط: medlogger (1/11/1387 - 14:09)
کتابهای الکترونیکی ارسال شد.
ایمیل خود را به medlogger@gmail.com بفرستید تا برای شما نیز ارسال گردد.
#8 توسط: دكي باروني (1/11/1387 - 15:40)
بعضي جوكاتو كه نشنيده بودم دوس داشتم.دانشجوي ترم صفري بايدم وبلاگش پر جوك باشه.دغدغه ي امتحان و نمره كه نداره. 37
#9 توسط: محمد (12/11/1387 - 11:02)
خیلی عالی بود مرسی سفر به خیر بای بای bully


#10 توسط: مجتبی یوسفی (8/12/1387 - 09:30)
سلام

امیدوارم مسافرت کاری خوش بگذره ، جای ما هم خوش بگذرون عزیز

راستی جوک ها خیلی باحال بود ، با اجازه ناشر ازشون استفاده می‌کنم زیرش هم می‌نویسم همه حقوق متعلق به ناشر اثر می‌باشد wink
#11 توسط: Marewars (23/01/1388 - 11:40)