از خوشحالی به قلم در میاییم | --- 16 آذر 1388
lol
چقدر من بچه ی باحالی ام. 9
فکر کنم آخرین نسخه ی مدار تنبلی روم نصب باشه,لاکردار روز به روز به صورت اتوماتیک آپگرید میشه bully .البته سازنده ی روی این مدار تنبلی,مدار اعتماد به نفس کاذب رو هم به صورت اشانتیون نصب کرده که دیگه حسابی شرمندمون نموده 8 .از این 4 روز تعطیل فکر کنم 3 روزشو یا خواب بودم,یا داشتم سعی میکردم که بخوابم,ما به التفاوتشم یا داشتم جنس وارد شکم مبارک میکردم یا مشغول صادرات بودم lol .حالا هم که دیگه آخرای شبه آخره,به خودم میگم:
رضا دمت گرم,باز تو یکم به بدنت رسیدی,بقیه مردم که تو این 4 روز فقط وقتشونو هدر میدادن.
مثلا قرار بود تو این روزا کلی برای نشریه مطلب بنویسم.وای وای,تازه فردا زبان کوییز میگیره,حتی اینقدر همت نکردم که چند تا لغتشو برای امتحان ریدینگ حفظ کنم. am
ولش بابا.تصمیم گرفتیم از هر دوجهان آزاد باشیم lol
جون داداش از همین امروز تصمیم گرفتم که از همین فردا!!! یه دقیقه از وقتمم هدر ندم lol البته مردم میگن اگه از شنبه شروع کنی خیلی اساسی جواب میده 4 .(رو اینم فکر مکینم)
امروز رفتم چند تا از وبلاگای دوستانو خوندم, انگیزه گرفتم که دوباره شروع به ثبت چرت و پرتام کنم.این دوماهی ام که وبلاگو آپ نکردم دلیل داشت:
یادتونه خیلی وقت پیشا در بیاناتم فرموده بودم: مینوسیم وبلاگی تا اگه خواستند بسازند سریالی بیایند اینجایی و بخوانند خاطراتی که نوشته رضایی در روزگاری؟
این دو ماهو از قصد ننوشتم تا یکم نویسنده های اون سریال آینده به خودشون زحمت بدن و بگردن دنبال منابع دیگر,دیگه زیاد خوبیت نداره همه چی رو براشون ساخته و پرداخته کنم lol .از قدیم هم گفتند :هر که طاووس خواهد ....
کی به کیه؟؟!!!,بذار یکم کلاس بذاریم.ملت که نمیدونن چون حالی نمیداشتیم,آپی نمیکردیم. 38
خوب دیگه خودم خسته شدم از بس از وجنات و کمالات و کراماتم تعریف کردم. 3
پ ن 1:به امید خدا میخوایم به زودی 10 سایت جدید هسته ای بزنیم,این اورانیوم معروف رو هم میخوایم شکمشو گنده تر کنیم و تا 20 درصد غنیش کنیم. laughing
پ ن 2:امروز خیلی خوشحال بودم bully ,گفتم بیام یه آپی بزنیم به بدن.(الحمدالله)
پ ن 3:نمایشگاه الکامپم ,نمایشگاه های قدیم.اشانتیون هم اشانتیون های قدیم recourse .دیگه حرصم گرفته 13 ,خودم باید همت کنم یه جشنواره راه بندازم همراه با اشانتیون بادکنکی 4 ,همه ی بادکنکاشم اختلاص کنم lol
پ ن 4: فردا اولین روز دانشجومه .... اینم شانس ماست دیگه. 17

---رنج سختی شروع امروز با لذت زیبایی پایان فردا قابل مقایسه نیست.


--دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد.
 ( امتيازها: 0)
بازديد: 176 | نويسنده: رضا | نظر (9)

#1 توسط: محمدرضا (16/09/1388 - 22:06)
"پ ن 3:نمایشگاه الکامپم ,نمایشگاه های قدیم.اشانتیون هم اشانتیون های قدیم .دیگه حرصم گرفته"
آپای رضا هم، آپای قدیم! lol