#25 توسط: محمدرضا (3/05/1389 - 14:46) اختتاميه ي سال دوم
عجب، ببین رضا یه روز ضبط و ربطت نکردما، بچه ی مردمو نابودکردی که. راستی در مورده زبان هم که گفتی باید بگم که دلا بسوزه برای محمدرضا، چون هنوز زبان عمومی رو هم ور نداشتم!!!!!فاصله ها هم که شر و وره ولی آهنگه آخرشو خیلی دوست دارم. چه تحریرایی میزنه این لهراسبی. از اونجایی هم که من مستجاب الدعوه هستم!!!!!!!1 9 از خدا برای تایماز شفای عاجل میطلبم. lol
#24 توسط: محمدرضا (11/10/1388 - 23:52) بگو مگو
بلهههههههههههههههههههههههه! رضا جدیدا چه پستای پرباری میزاری؟! lol
#23 توسط: محمدرضا (10/10/1388 - 19:39) ما آمديم ،اي حسين
راستی رضا قضیه این ساندویچا چیه؟ تو هم گرفتی؟ خوشمزه بود؟ lol
#22 توسط: محمدرضا (16/09/1388 - 22:06) از خوشحالی به قلم در میاییم
"پ ن 3:نمایشگاه الکامپم ,نمایشگاه های قدیم.اشانتیون هم اشانتیون های قدیم .دیگه حرصم گرفته"
آپای رضا هم، آپای قدیم! lol
#21 توسط: محمدرضا (16/09/1388 - 21:56) به وبلاگ برمیگردیم
عجب آدمیه‏ها! من کی به تو فحش دادم؟! اونایی که بهت می‏گفتم فقط یه جوری ابراز محبت بود!lol اما در مورد اتفاق دومت( همون برادر شدنت)، من که کلی حال کردم( اون ساندیسا و کیکای تو فایلو می‏گما)! 14
و اما (هیچ چیز ضایع نیست)، پایتم خفن! البته کارایی این جمله تو سالن همایش‏های رازی خیلی به درد می‏خوره!!!!! 2
#20 توسط: محمدرضا (12/05/1388 - 16:38) از اون رضا تا این رضا(قسمت اول)
آخ جون بالاخره یه بار هم من اولین کامنتو گذاشتم!lol
واما برداشت چهارم (زمان: زمانی که رضا تازه ترم صفری بود، مکان: دانشگاه ایران)
استاد روانشناسی ملقب به خاله ریزه بدون توجه به قیافه‏های خسته و خواب آلود دانشجویانی که تازه ناهارشون با دوغ خورده بودن، درحال تدریسه. درهمین حین فردی با نام رضا وارد کلاس شده و درحالی که بند کیفش مثل همیشه از روی کتفش آویزونه و قیافه‏ای شبیه به قاتلای زنجیره‏ای، شروع به فش کش کردن استاد روانشناسی می‏کنه و پس از خارج شدن از کلاس درب کلاسو همچین محکم می‏کوبه که لولاش از جا درمیاد!
برداشت پنجم: خدا خودش به خیر بگذرونه!
#19 توسط: محمدرضا (7/05/1388 - 15:59) نشریه دانشجویی IUMS87-2 شماره 1
سلام رضا، پست خیلی باحالی بود. دمت گرم غمتم کم!lol
چاکر دادا بابک، من فهمیدم کی رو می‏گیا؟؟!
تو جواب سوالت هم رضا باید بگم که بعد از اینکه از جنبه سرکاری بودن سوالت بگذریم، فکر کنم تعداد گربه ها بستگی به اندازه اتاق و گربه‏ها داره.
#18 توسط: محمدرضا (31/04/1388 - 16:06) مصاحبه میکنیم
آخه سیرابی این تیکه که برای 3 ماه پیش من بود. فکر کردی من هم مثل توام که سایتتو هر 6 ماه یه بار آپ می‏کنی. من تیکه‏هام هر هفته آپ میشن. ولی در کل الان که فکر می‏کنم می‏بینم راست گفتی، زیاد هم مهم نیست. خدایی جدی گفتما. lol
#17 توسط: محمدرضا (19/04/1388 - 12:11) الهی
آخه به این هم میگن آپ کردن! رضا روز به روز داری تحلیل میریا. از دوران اوجت خیلی فاصله گرفتی!! am
#16 توسط: محمدرضا (3/04/1388 - 06:06) انتخاب حرفه ای,حق مسلم ماست
"بعد این که خودت یادت رفته,بعد از همین مناظرات و به چیز افتادن موسوی تصمیم گرفتی که به محمود رای بدی؟"
جواب: اتفاقا برعکس. من تا قبل از مناظره، طرفدار احمدی‏نژاد بودم ولی بعد از بی‏ادبی‏های احمدی‏نژاد نظرم عوض شد. به خصوص بعد از مناظره احمدی‏نژاد با رضایی.

"الان این کسایی که به طرفداریه آقای موسوی میریزن تو خیابونا به خاطر مناظرس؟مسلمه که نه. به نظر من اون مناظره تاثیر قابل توجهی بر روی اغتشاشات فعلی نداره."
جواب: اگه متن منو خوب می‏خوندی، من نگفتم که مناظره باعث این اغتشاشات شده. من گفتم که جرقه این آتیش‏هارو احمدی‏نژاد زد. اگه یاد بیاد بعد از مناظره بود که یه شکاف بین مردم به وجود آومد. تازه احمدی‏نژاد بعد از منتخب شدنش هم به جای آروم کردن جو، ورداش طرفداراشو به اسم جشن پیروزی ریخت بیرون. به نظرت این قشون کسش‏های احمدی‏نژاد وضع رو بدتر نکرد؟پ
تازه اگه احمدی‏نژاد می‏خواست مفسدهای اقتصادی رو معرفی کنه، چرا این کارو چند سال پیش نکرد، چرا گذاشت دمه انتخابات، تازه اون هم بدون هیچ مدرک و دلیلی به چند نفر تهمت زد. به نظر تو این کار یه جور تقلب نیست؟
درمورد شورای نگهبان هم، چرا این شورا نمیاد شکایت‏های نامزدهارو شفاف بگه چیه؟ چرا نمیاد جواب شکایت‏هاشون رو اعلام کنه. اصلا موسوس کروبی هیچی. رضایی که پا به پای شورای نگهبان اومد جلو. پس چرا جواب اونو هنوز ندادن.

درآخر هم باید بهت بگم رضا، احساس می‏کنم داری با این قضیه متعصبانه برخورد می‏کنی! انگار فقط دنبال توجیهی.

"خودت چطوری؟"
بتوچه lol شوخی کردما.

حالا اینارو ول کن چرا آپ نمی‏کنی سیرابی؟!
#15 توسط: محمدرضا (2/04/1388 - 10:57) انتخاب حرفه ای,حق مسلم ماست
به رضا:
1- با تو جه به ذهنیت تو و شناختی که از تو دارم، تو فکر می‏کنی که این کار رو هم طرفدارای موسوی کردن نه نیروی انتظامی.
2- اگه اخبار ساعت 10 جمعه رو می‏دیدی، خوده سردار رادان گفت که، "مامورین ما حق تیراندازی دارن و درخواست می‏کنیم کسایی که کار خاصی ندارن از سفرهای درون شهری خودداری کنن"
3- خوب اون روزی که با هم رفته بودیم بیرون، خودت دیدی که به اون پیرمرد بیچاره هم رحم نکردن.
4- آقا رضا، دوست عزیز، پسر خوب، اگه موسوی این حرف رو زده و الان زده زیرش، از این حرفش 20 سال می‏گذره. اگه دوست داشتی سی دی "نبرد سیاسی" که مربوط به آقای احمدی نژاد و تناقض گویی‏های ایشونه رو کاملا شفاف نشون می‏ده رو ببین. جالب اینه که این آقا هنوز یک ساعت هم از حرفش نگذشته میزنه زیرش.
5- من طرفدار هیچ کسی نیست. ولی چیزایی که تو درمورد موسوی می‏گی فقط در حد حرفه و درمورد گذشته است. چیزی که الان مهمه، حاله و چیزایی که اتفاق می‏افته، و همش بر ضد احمدی نژاده.
6- حالا گذشته از همه این حرفا قبول کن که جرقه این آتیش بعد از مناظره احمدی نژاد و موسوی با اون حرفای احمدی نژاد شروع شد.با اون حرفای بدون مسند و تهمتایی که به بعضی از بزگای مملکت زد، اذهان همه رو مشوش کرد.
7- راستی یادم نبود من قیافه‏ام اصلا به این حرفا نمی‏خوردا. خودمم نمی‏دونم این حرفارو از کجا درآواردم. lol
8- حالا رضا اینارو بی‏خیال، خودت چطوری؟ lol
#14 توسط: محمدرضا (2/04/1388 - 06:36) انتخاب حرفه ای,حق مسلم ماست
لینک دانلود فیلم کشته شدن دختر جوان در اثر اصابت گلوله یگان ویژه در اعتراضات اخیر:
http://www.4shared.com/file/113100635/aa4aa60b/marge_khaharam.html
حالا خودت ببین آقا رضا، ببین اینا چه جوری برای حفظ قدرت خودشون بچه‏های مردم رو می‏کشن. واقعا متاسفم.
#13 توسط: محمدرضا (1/04/1388 - 13:22) انتخاب حرفه ای,حق مسلم ماست
من که قیافه‏ام به این حرفای سیاسی نمی‏خوره. اگه بخوام هم بلد نیستم در مورد این موضوع‏ها حرف بزنم. am
راستی رضا قبلا بعد از جمله‏های قصار انتهای مطالبت، اسم کسی رو که اون جمله رو گفته می‏نوشتی. جدیدا دیگه این کارو نمی‏کنی. فکر کنم جمله‏هات تموم شده دیگه. این جمله‏ها رو هم از خودت می‏گی! آره!؟ lol
#12 توسط: محمدرضا (12/03/1388 - 16:50) کولرها روشن شد!!
سلام سینا جون. میبینم که تو هم میرزابنویس شدی! راستی با اون یه تیکه نوشته ات که گفته بودی " پس از واریز شدن...." خیلی حال کردم. wink راستی اگه از تایپیست این پست هم یادی می‏کردی بد نبوداlol . البته خودم دیگه یاد کردم. 16
#11 توسط: محمدرضا (6/03/1388 - 14:36) زن 3000 چهره ....
ای بابا، ببین فقط یه جلسه نیومدم سر کلاس روانشناسی ها. عجب سوژه ای رو از دست دادم.recourseراستی تایماز یادت رفت از لات بازی های سینا هم بگی. آخه کلی برام تعریف کرد که لات بازی درآوارده.البته شاید هم خالی بسته بود.28 در هرحال زیاد مهم نیست.lol ولی در کل باید یه جلسه غیرعلنیه فوری هم، درمورد جوگیریه رضا برگزار کنیم.am
#10 توسط: محمدرضا (14/02/1388 - 05:03) آبرومون رفت هارپر جون!!!
چیکارت کنیم دیگه آقا رضا، یه دونه ای. پرچم گروه رو بردی بالا lol
البته مثل اینکه دکتر فلاح تقسیم نمره هارو با چرتکه حساب کرده بوده چون نمره من و چند تا دیگه از بچه ها رو هم اشتباه حساب کرده بودش. ولی من وقتی نمرمو دیدم انقدر خوشحال شدم که اگه 5 نمره هم کامل میگرفتم انقدر خوشحال نمیشدم!؟
و اما مجید با اون سوتی که داد 38 من دیگه روم نمیشه برم آموزش ولی دمش گرم شادمون کرد. 20
در مورد مریضیت هم باید بگم که آخه نامرد ماها رو مریض کردی هیچی، دیگه چرا به داداشت رحم نکردی؟؟؟! 28
#9 توسط: محمدرضا (22/01/1388 - 18:03) اولین امتحان
تازه دارم میفهمم چرا بچه های سال بالایی میگفتن که درسای علوم پایه اکثرشون به درد نخوره!! 6امتحان امروز هم فکر نکنم بیفتم bully ولی اگه خیلی هم بالا بشم فکر کنم 11-12 بشم. recourse البته برام مهم نیست! lol
#8 توسط: محمدرضا (19/12/1387 - 10:55) رضا عارف میشود!!!!
من کی به تو گفتم زود زود آپ کن؟!! در مورد blaklist هم باید بگم که اصلا مهم نیست و هیچ تاثیری توی نمره آخر ترم نداره. فقط امتحان پایانی مهمه. اما خداییش به من یکی الکی گیر داد! ولی وقتی به من گفت آدامستو در بیار، اونایی که داشتن آدامس میخوردن از ترسشون آدامسشونو قورت دادن!!؟
----------------------->ولی کلا پست ضایعی گذاشتی<---------------------
#7 توسط: محمدرضا (15/12/1387 - 12:54) عمو زنجیر باف , زنجیر منو بافتی؟
به یکی:
همکلاسی محترم لطفا در مورد چیزی که اطلاع نداری صحبت نکن! من قبل از این که رضا رو تو دانشگاه ببینم اواخر آذر ماه از طریق این سایت باهاش آشنا شدم. اون موقع شما هنوز داشتید.....
#6 توسط: محمدرضا (14/12/1387 - 15:17) عمو زنجیر باف , زنجیر منو بافتی؟
سلام. یه چیزی میخوام بگم از خانم ها خواهش میکنم که جنبه داشته باشن و ناراحت نشن و اون این که:
از وقتی که پای این خانم ها توی سایت باز شده همش دعوا و گیس کشیه. قبلن سایت یه صفای دیگه ای داشت!(یادش بخیر)
در مورد جلسه معارفه هم باید بگم که خیلی ناهماهنگ و بی نظم و البته ضایع بازی بود. اینم بگم که من خودم توی اون جلسه نبودم ولی تعریفشو از دوستان شنیدم.
در مورد عمو زنجیر باف هم باید بگم که کارتون یه مقدار بچه گانه بود.
واما اون حرکت دخترها که نشستن رو زمین.... اصلا بگذریم. انقدر ضایع بود که درموردش صحبت نکنیم بهتره!
#5 توسط: محمدرضا (13/12/1387 - 08:02) چه خبر بود امروز ....
به نسیم:
بابا کجا میخوای بری. حالا یکیشون یه حرفی زد. جای ماها بودی چیکار میکردی که به هممون فحش داده بود. بعدشم تازه خیلی از بچه هایی که نظر میدن شهرستانی هستن. بعد تو چی میگی که جو تهرونی شده و از این حرفا میزنی!!؟
#4 توسط: محمدرضا (12/12/1387 - 09:17) شادی,شادی,شادی
بالاخره با تلاش های بی دریغ من و دوستان و همچنین استفاده از ابزارهای خشونت آمیز و تهدید، تونستم از رضا شیرینی بگیرم. البته شیرینی که نبود یه دلستر بود. حالا قرار بعدن بیشتر مستفیضمون کنه!!
بعدشم آقا رضا لطفا منو یا صدا نکن یا صدا میکنی با اسم کامل صدا کن ممد و ممدرضا دیگه چیه؟ یا بگو محمد یا بگو محمدرضا!!
#3 توسط: محمدرضا (11/12/1387 - 15:16) شادی,شادی,شادی
یه سری هم به وبلاگ doctoriran.blogfa.com بزنید. آپیدمش. این رضا انقدر زود به زود آپ میکنه که دیگه نوبت ما نمیرسه مطلب بزاریم. مثلا قرار بود امروز من پست بزارما!
#2 توسط: محمدرضا (11/12/1387 - 13:50) شادی,شادی,شادی
کارت معافیت مبارک آقا رضا!! من ازت شیرینی نمیخوام با بقیه ام کاری ندارم فردا حداقل یه چایی به ما بده که بالاخره از تو یه دشتی کرده باشیم. راستی خبر دادن که اون لاک پشته که اسمشو گذاشته بودن رضا خود کشی کرده...!
#1 توسط: محمدرضا (10/12/1387 - 16:45) افتتاح تالار گفتمان با یه سری پی نوشت
اولندش ببینم آخه من کجا اخم میکنم ؟! کلا تریپ صورتم همینجوریه! تازشم من که رفتم ته نشستم آمار ما را چیجوری زدید نامردا!!؟ ولی حال کردید رضا رو اغفال کردم بردم اون ته، کلاس چقدر آروم شده بود!! در آخر هم اینکه باید به رضا بگم: تو هنوز آدم نشدی؟!! یادت رفت سری پیش سر اشتباه گرفتن من با اون یکی محمدرضا (اربابیان) چه جنجالی شد؟!! دوباره ....
راستی خبری از بابک نیست؟
((ساعت-----> 1:30 نیمه شب، بعد میگن چرا صبحا دیر میای.!!!؟))