از اون رضا تا این رضا(قسمت اول) | خاطرات گذشته 12 مرداد 1388
مدتی بود که این وبلاگ,خصوصیات یه وبلاگ شخصی رو از دست داده بود.پرت و پلاهای زیادی درباره ی مسایل عمومی نوشته می شد که چرت و پرتای مرتبط با خود نویسنده(که خودم باشم) رو پوشش نمی داد lol .خوب پس دیگه اینبار رو از خودم مینویسم.
چند روز پیش که از ثبت نام کلاس آموزش رانندگی داشتیم برمیگشتیم(با بابک بودم) ,مهمترین تحولات خلقیمو داشتم براش توضیح میدادم 4 ,آخرش فهمیدم چیز بدی هم نشدا 2 .تصمیم گرفتم اینجا تو دفترچه خاطراتم هم بنویسم.پس اگه خواستید,میتونید شما هم بخونید. 14

برداشت اول:(زمان:زمانی که رضا سوم راهنمایی بود,مکان:همایش زلزله)
مجری برنامه یه سوال میپرسه و تاکید میکنه هرکی بلد باشه بهش جایزه ی نفیسی میدیم 39 .رضا جوابو بلده,به دوستش میگه:مجید من جوابو بلدم bully .مجید که میدونه رضا روش نمیشه از جاش بلند شه و جوابو بده,به رضا میگه خوب پس سریع جوابشو به من بگو تا من بگم.جایزشم نصف نصف. laughing
تا رضا جوابو برای مجید توضیح میده,یکی از اون سر سالن اجازه میخواد برای دادن جواب belay .جواب رو میده و جایزه رو به انضمام کلی تشویق نصیب خودش میکنه. recourse
مجید عصبانی میشه و به رضا میگه:خاک بر سرت,تو با این روحیه ی خجالتی ات هیچی نمیشی.خاک بر سرت. 13

برداشت دوم:(زمان:زمانی که رضا آخرای سوم دبیرستانه,مکان:تو خود دبیرستان)
دبیر پشت به بچه ها داره تند تند با گچ,تخته سیاه رو سفید میکنه.اعصاب رضا به هم میریزه و ییهو یه تیکه ای از دهنش میپره 12 ,تیکش خنده داره.اما بچه ها سکوت میکنن,گوشای اونا اشتباه شنیده یا رضا واقعا تیکه انداخته؟ 6
سکوت میشکنه و صدای خنده کلاس رو میترکونه. 20
دبیر روشو برنمیگردونه تا مبادا رضا خجالت بکشه و تبدیل به گوجه فرنگی بشه lol (از شدت خجالت لپاش قرمز شه,کاری که عادت رضاست)
چند روز بعد از اون رویداد تاریخی,بعضی از بچه ها تصمیم گرفتن که آخرای دبیرستانو دیگه بپیچوننو و به جای حاضر شدن تو کلاس های مدرسه,از سبزه های پارک,سر در برآورند lol اینجاست که رضا تصمیم میگیره بزرگترین خلاف عمرشو بکنه و به گروهک بپیچون ملحق بشه 36 .اعلام آمادگی رضا برای پیچوندن مدرسه, نه تنها انگشت حیرت رو بر دهان خیلی ها میگمارد,بلکه منجر به اعلام آمادگی چند نفر دیگه برای انجام این امر خطیر می شود. 36

برداشت سوم:(زمان:یکی از روزهای پاییز 87,مکان:نمایشگاه بین المللی فناوری اطلاعات)
یکی از غرفه دارها رضا و دوستش(حمید) رو خفت میکنه و ظاهرا میخواد جنسشو به این دو مرد بزرگ بندازه 38 .رضا به حمید یه چشمک میزنه و با هم به توضیحات پر هیجان غرفه دار گوش فرامیدن lol .رضا هی سوالات تخصصی از غرفه دار میپرسه و از جنس تعریف میکنه.با این که چند تا بازدید کننده دیگه هم نیاز به توضیح دارن ,ولی مثل اینکه روشون نمیشه از فروشنده طلب توضیح کنند,رضا هم که با سوالاتش حواس غرفه دار رو کاملا متوجه خودش کرده.
بعد از حدود یک ربع فک زدن و گرفتن چند تا کاتالوگ از غرفه دار,رضا با گفتن جمله ی:"اگه میشه کارتتون رو بدید, حالا بریم یه دور بزنیم".دست حمید رو میگیره و از محل متواری میشه 16 .دوربین روی قیافه ی غضبناک غرفه دار برای مدت چند ثانیه زوم میشه lol
حمید فقط یه جمله میگه:دیگه پررویی هم حدی داره 38
تیتراژ برنامه

*************************************
خوب این هم از این:
تو این روند از خجالتی تا ... , lol من اساتید دلسوز lol زیادی داشتم.مثل استاد نادرزاده,استاد مجید جودی,استاد مجتبی حیدری که هرکدومشون تو دوران دبیرستان برای خودشون اسطوره ای بودن.و جا داره من از همینجا ازشون تشکر کنم. 33

پ ن 1:بعد از اینکه به علت وجود یه سری از مشکلات شخصی و غیر شخصی ,این تابستون رو بی خیال سفر شدم.تصمیم گرفتم حداقل یه کار مفید انجام بدم ,به جز گرفتن گواهینامه ی رانندگی,کار مفید تری به ذهنم نرسید.تازشم از فردا کلاس های تیوریم شروع میشه. 4
پ ن 2:حیف که تصمیم گرفتم حرف سیاسی نزنم.وگرنه ... wink 20
پ ن 3:در برنامه ی بعد,نبرد رضا با استرس را خواهیم دید. 39

---غضنفر تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، غضنفر ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!

---از ميان موجودات زنده,انسان يگانه موجودري است که ميتواند بخندد "ارسطو"
نويسنده : رضا | بازديد : 237 | نظر (25) |

نشریه دانشجویی IUMS87-2 شماره 1 | --- 3 مرداد 1388
مجله ی طنز سیاسی,اجتماعی,اقتصادی,زنبیلتو بردارو بیار IUMS87-2 تقدیم میکند:

--------->صفحه خبری<---------

همونطور که در جریان هستید (اگه نیستید,حتما برای در جریان افتادن در اسرع وقت به نزدیک ترین جویبار در دسترس مراجعه کنید bully ) چندی است که رسما تعطیلات تابستانی پزشکان چند سال دیگه ی این مرز و بوم کلید خورد bully .به همین بهانه سری میزینیم به رسانه ها و خبرگزاری های داخله(با شعار بیگانه,بیگانه است lol ) تا بازتاب های این رویداد تاریخی را از این رسانه ها به سمع و نظر شما برسانیم:


خبرگزاری (STINA (Swiite Tooraj Ina News Agance با اختصاص دادن ته برگ آخرین صفحه ی خود به این موضوع شایعه ی از هم پاشیدن این سوییت همزمان با شروع تعطیلات را تایید کرد.همچنان رهبر این سوییت با انتشار بیانیه ای شروع این تعطیلات را به عموم هم قطاران خویش تبریک و تهنیت گفت. این خبرگزاری با خفت بار خواندن شکست های اخیرش در مقابل گروه 5 ستاره ,در دیگر صفحات خود به بررسی ابعاد این شکست پرداخت.

خبرگزاری استبداد نو (وابسته به نهاد نمایندگی) :این شبکه ضمن سانسور شدید مطالب انتقادی وارد بر نماینده,اعلام داشت که وجود تابستان موهبتی است که از طرف نماینده به هم میهنان اهدا شده.این شبکه همچنین با عقل کل خطاب کردن نماینده و بیان این نکته که نهاد نمایندگی هیچ اشتباهی در طول ترم نداشته,اعلام کرد که وجود نابسامانی در طول ترم پیشین ,تنها توهمی است که شیاطین بر گوشت و مغز هم کاروانیان القا نموده.این خبرگزاری همچنین اعلام کرد که تمام مدارک وشواهد تایید کننده ی عدم وجود نقص در طول ترم موجود است. این شبکه بار دیگر از انتشار این مدارک به علل امنیتی اجتناب ورزید.

خبرگزاری یک قدم مانده به 20
:این شبکه با تایید خبر رساندن سرانه ی مطالعه ی مملکت از 2 دقیقه در روز به 23 ساعت و 12 دقیقه و 23 ثانیه و چند صدم ثانیه ,اعلام کرد که گرچه در این ترم به اهداف خویش نرسیده,ولی اظهار امیدواری کرد که با برگزاری اردو هایی تابستانه تحت عنوان "کتاب من کو؟" در فصل جدید به تمام اهداف از پیش تعیین شده برسد.هم چنین یکی از فعلان این جنبش که خودش نام خودش را فاش کرد ضمن یک حرکت انتحاری با با برانداز و قدرت طلب خواندن برخی از گروهک ها( lol ) ضمن تایید کارهای صورت گرفته در نهاد نمایندگی و دفاع همه جانبه ا غ87فففففف از آن خواستار برگزاری انتخابات جدید شد.لازم به توضیح است تحلیل گراناین درخواست را ,ریشه در آن می دانند که این جنبش,عدم کسب نمره ی 20 در تمامی مواد امتحانی را به خاطر نام و نام خانوادگی نماینده میداند.


خبرگزاری 5STAR ضمن پخش مصاحبه هایی با انواع اشخاص حقوقی و حقیقی و مجازی , این تعطیلات را حق مسلم هر دانشجویی خواند و اعلام کرد که این رسانه در تعطیلات تابستانه نیز برنامه هایی برای شادی عموم هم میهنان عزیز تدارک دیده. این شبکه بر ادامه ی مبارزات خود با اساتید نامرد تاکید کرد و اظهار امیدواری کرد که فصل جدید را با نشاط بیش از بیش آغاز خواهد نمود.همچنین این شبکه ضمن انتشار گزارشی از عملکرد ترمانه ی خود ,هرگونه مردم آزاری نسبت داده شده به این گروه را به شدت تکذیب کرد.

خبرگزاری سربازان گمنام (زیر نظر اتحادیه نظردهندگان با نام مستعار): این خبرگزاری با درج عکس شطرنجی شده ی مدیر مسیول خود,تهدید کرد که اگر تعطیلات تابستانی افزایش نیابد به فاش کردن نام بعضی از اعضای خود مبادرت مینماید.همچنین این اتحادیه با انتشار فراخوان عضو گیری, برای جذب اعضای هرچه بیشتر قدم برداشت.

خبرگزاری تک آوران(تحت لیسانس جمعیت صفاسیتی): این خبرگزاری با انتشار آمارها و نمودارهای مختلف,خبرگزاری یک قدم مانده به 20 را دروغگو خطاب کرد و اظهار داشت که با تلاش شبانه روزی اعضای این جمعیت,سرانه ی مطالعه ی کشور 1 دقیقه و 23 ثانیه (بدون صدم ثانیه) کاهش یافته.همچنین این شبکه با ذکر این نکته که همه ی اوقات, تعطیلات است,از ذوق و شوق بوجود آمده به مناسبت فرارسیدن تعطیلات تابستانی در دیگر رسانه ها به شدت اظهار شگفت زدگی کرد.همچنین یکی از اعضای فعال این جمعیت که اصرار زیادی بر فاش کردن نامش داشت,برای شاگرد اول شدن در فصل بعد اظهار امیدواری کرد.

خبرگزاری باکلاسان:این خبرگزاری به علت باکلاس نبودن شروع تعطیلات تابستانی,از انتشار مطلبی خاص در این زمینه اجتناب ورزید و تنها در صفحه ی اول خود با تیتر بزرگ این گونه نوشت:""دیگر برای که,کلاس بگذاریم؟""


--------->صفحه سرگرمی<---------

سوال برنامه:اگه در اتاق 4 گوشه ای,در هر گوشه ی اتاق 1 گربه و روبروی هر گربه نیز 3 گربه باشد,با در نظر گرفتن این نکته ی اساسی که روی دم هر گربه نیز یک گربه ی دیگر وجود دارد,آیا کسی هست که بداند چند گربه در این اتاق هست؟
(شما بیننده ی عزیز میتوانید جواب های خودتونو به صندوق پستی مجله به نشانی همین وبلاگ,قسمت نظرات ارسال کنید.به برندگان هیچ جایزه ی خاصی تعلق نمیگیرهbully )

لطیفه:به علت باکلاس بودن اولین شماره ی مجله از ذکر انواع جوک در این شماره اجتناب شده است.

پاورقی:این از اولین مجله ی دانشجویی IUMS87-2.خوب برای اینکه کسی ایراد نگیره lol ,من همین الان اعتراف میکنم که این مجله کمی و کاستی فراوانی داره و سعی میشه تو شماره ی بعدی بخش های جذاب و جدیدی(مثل مصاحبه,قرار دادن جدول,گزارش های خبری و تصویری و ....) به اون اضافه شه lol .اگه پیشنهادی یا انتقادی هم داری,اینقده ذوق میکنم بشنوم,که نگو laughing
با ذکر این نکته که آرزو داشتم,علم اونقدر پیشرفت میکرد که از پشت همین صفحه ی شیشه ای کامپیوترت,شست پامو بکنم تو چشمت,پایان برنامه رو اعلام میکنم 39
نويسنده : رضا | بازديد : 241 | نظر (19) |