| دی وانگی | به هم بخندیم | 24 فروردين 1388 | |
| پزشك قانونی به تیمارستان دولتی سركشی میكرد. مردی را میان دیوانگان دید كه به نظر خیلی باهوش میآمد. او را پیش خواند و با كمال مهربانی پرسید كه: شما را به چه علت به تیمارستان آوردهاند؟ مرد در جواب گفت: آقای دكتر! بنده زنی گرفتهام كه دختر هجدهسالهای داشت. یك روز پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادرزن پدر شوهرش شد. چندی بعد دختر زن بنده كه زن پدرم بود پسری زایید. این پسر، برادر من شد زیرا پسر پدرم بود اما در همان حال نوه زنم و از اینقرار نوه بنده هم میشد و من پدر بزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده هم زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد. در صورتی كه پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمنا نوه او بود از طرفی چون مادر فعلی من، یعنی دختر زنم، خواهر پسرم میشود، بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شدهام. ضمنا من پدر و مادر و پدربزرگ خود هستم، پسر پدرم نیز هم برادر و هم نوه من است آقای دكتر! اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار میشدید، قطعا كارتان به تیمارستان میكشید |
||
|
|
||
| 24 ساعت زندگی دخترهای دانشگاهی | به هم بخندیم | 4 فروردين 1388 | |
| سلام به همتون اولین پست امسال رو من می زارم آخه کلی حال می ده رضا هم نیست منم شدم مدیر فنی 5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. 7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!! 9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش) 11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره . 1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. 3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!! 5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش. 7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. 9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی) 2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل. راستی سوال نظر سنجی رو عوض کردم اگر با حظور رضا تو این سایت مشکل دارید بگید تا حذفش کنم اگه نه که هیچی من فعلا مدیر فنی هستم و همه کاری می تونم بکنم |
||
|
|
||

