با هم بخندیم » پزشک ایرانی-خاطرات دانشگاه علوم پزشکی ایران به روایات مختلف


ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم / غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی / تا طبیبی به سر آریم و دوایی بکنیم

آخرین ارسال های انجمن

منوی کاربری

نظر سنجی


صد در صد bully
فيفتي فيفتي 14
نه 38


آمار

آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 3
کل: 97
کل نظرات: 1589
آمار کاربران يک ساعت پيش: 0
امروز: 2
اين ماه: 7
کل: 157
بن شدگان: 0
جديدترين عضو: mitiazueff
آمار پست هاي انجمن يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 0
کل: 84
کل تاپيک ها: 16
بازدید هفتگی
شنبه0
یکشنبه0
دوشنبه0
سه شنبه224
چهارشنبه276
پنجشنبه121
جمعه0
بازدیدهای این هفته: 621

افراد آنلاین اعضا: 0
هيج

روبات ها: 0
هيج

ميهمانان: 2
مجموع: 2


کولرها روشن شد!!

موضوع: با هم بخندیمنویسنده: dr30na تاریخ: 9 خرداد 1388

سلام!! چیه؟ موضوع مسخره ای؟؟!بابا بیخیال حالا بقیشو بخون حتما یه دلیلی داره خوب !!!
کولر خونمون راه افتاد...! البته نمی‏دونم زوده؟ دیره؟!! یا چیز دیگه...؟! مهم اینکه الان دارم بوی نم پوشالای نوی تو کولر رو به وضوح هر چه تمام تر حس می‏کنم!
معمولا تو هر خونه‏ای کارها به چند دسته تقسیم می‏شه. دسته اول و دسته دوم!!! ( چند در اینجا به معنای 2 می‏باشد) اولی کارهای خارجی خونه که خوب طبعا به پدر خونه مربوط میشه. دومی هم که کارای داخلی خونه که مادر خونه لطف میکنن و انجام می‏دن!! به به!!
در نگاه اول حتما می‏گین همه کارای خونه به عهده پدر و مادر دیگه. اما سخت در اشتباهید. مثلا همین کولر در هیچ یک از این دو گروه گنجانده نمی‏گردد( البته شایان ذکر است که این موضوع به مرفحین بی‏درد دارای کولرهای گازی نانو سیلور با 5سال گارانتی و 10 سال خدمات پس از فروش و امثالهم مربوط نمی‏گردد) و در دسته کارهای داخلی- خارجی خانه طبقه بندی می‏شود. خوب این موقع است که پای پسر خونه به میون میاد. دری درین!! "و این موجود زحمت کش که همواره در طول تاریخ مورد استعمار و ظلم جنس دیگر(طبعا زن) قرار گرفته است، بار دیگر باید جور کارهای سخت و طاقت فرسا را بکشد." (برگرفته از کتاب مردها فرشته اند- نوشته سینا بیات - انتشارات سویت تورجینا - ویرایش فایو استار - تازه قابل ذکر است که بن نیز پذیرفته می‏شود)
پس با این تفاسیر مسئولیت کولر رو نه بابام نه مادرم برعهده نگرفته‏اند و افتاد بر گردن من و دقیقا بر روی عضله الویتور اسکاپولام.( دوباره لازم به ذکر است که تا چند روز دیگه و چند روز خیلی دیگه و شاید هم هیچ وقت امتحان‏های بسی سخت و طاقت فرسا داریم) و از اونجا که یک لاک‏پشت به مراتب از من کارهای فنی رو به مراتب بلده( البته شکسته نفسی رو مد نظر داشته باشیدا) مجبور شدم که در نقش مسئول روابط عمومی خانواده به یک کولر درست کن! ززنگ بزنم که پاشه بیادو کولررو را بندازه و ایشون هم پس از مقداری تمارض به وقت نداشتن و فرافکنی و با کلی اکراه که آقا من وقت ندارم و حالا من بگو و اون بگو، بعد از 33.53 ثانیه بعد از اصابت گوشی با تلفن دم در خونه ظاهر شد( که البته امیدوارم از این زمان تعجب نکنید و این رو به حساب مشکلات اقتصاد جهانی بزارید) و بعد از کلی تلق تلوق بیهوده و کمی سیگار دود فرمودن و کمی گفتمان انتخاباتی و چند پارچ آب یخ و ولرم و داغ و بعد از حدود سه ساعت کار ((( البته کاره شون خیلی بیشتر شبیه تفریحه و بنده کلی ناراحت شدم که چرا این همه رنج درس نخوندن، ببخشید! خوندن رو به خودم روا داشتم تا دکتر بشم و ای کاش کولر درس کن می‏شدم.)))!!
پس از واریز شدن مبلغ مربوطه به جیب مبارک گذاشتن و رفتن! و من هم که کلا با فصل‏های گرم که مسلما زمستون و پاییز و بیشتر قسمت$های بهار جزش نیست، کلی حال می‏نمایم و نسبت به چیزهای مربوط به این فصل هم ارادت خاصی دارم مثل کولر و بخاری و خربزه و عسل و هندونه و استخر روباز و سر بسته و بستنی زمستونی.... اینا. البته این مورد آخر خیلی سخت گیر میاد و من هنوز دلیلشو نفهمیدم چرا؟1 واقعا چرا باید ریشه یابی شه!
با خوشحالی هرچه تمام تر دویدم و دویدم و سپس هندونه که با دست‏های خودم و با زحمت فراوان از یخچال درآوارده بودم رو یک قاچ شتری زدم که البته اصلا شبیه شتر نبود( این قضیه هم باید ریشه یابی شه!) و درحالی که از ظاهر بسیار قند گونه هندوانه انگشت حیرت به دهان داشتم! به اتاق برگشتم و زیر صدای متناوب ای ای ای ... اِ! کولر که مثلا درست شده بود نشستم به درس خوندم. البته خیلی‏ها میگن که این شرایط برای درس خوندن خوب نیست و آدم خوابش می‏گیره و کلا با این تریپ‏ها حال نمی‏کنم. اام خوب این دلیل نمیشه اگه اینجوری باشه ماها همیشه درگیر خواب‏های زمستانی و پاییزی و بهاری هستیم. حالا یه چرت تابستونی هم روش البته الان بهاره ها ولی شبیه تابستونه. (خوش به حال حیوونا فقط خواب زمستونی دارن)
الته این خواب رسومات خودشو داره. این مدل خواب معمولا در حین درس خوندن و دیدن یک کلمه نامانوس در کتاب شروع شده و با ایجاد لکه‏ها و علامت‏های خاص و گاها معنا دار روی سر و صورت به پایان می‏رسد. الته این بستگی به سلیقه خودتون داره که از کدوم کتاب و چه صفحه‏ایش واسه خواب استفاده کنید و من به شخصه که تا پنج دقیقه پیش داشتم صفحه 89 کتاب جنین شناسی لانگمن چاپ 2009 ترجمه عباس کروکی به علاوه یک عدد خودکار بیک روی صورتم چاپ می‏کردم و کلی هم از نتیجه کار راضی‏ام فقط جای خودکاره روی صورتم یه کم درد میکنه و من باز هم نمی‏دونم چرا!( البته این هم همچون دیگر موضوعات بیان شده، نیاز مبرم به ریشه یابی دارد)
به هر حال نگران این نوع خواب و فصل نباشید و کلا سعی کنید حال کنید و از شرایط لذت ببرید. حتی اگه مثل من امتحان جنین دارین و نشستین دارین irpezeshk.ir آپ می‏کنید و هیچی هم نخوندین خودتونو ناراحت نکنید( البته همکاران من از اتاق فرمان اشاره می‏کنن که امتحان افتاده 17ام- برید حالشو ببرید)
پ ن1) راستی همه تیم‏های محبوب من باختن 11 و من نمیدونم که چرا کماکان خوشحالم
[left][/left]و این بود انشاء من

يک آدم خوش شانس...

موضوع: با هم بخندیمنویسنده: taymaz تاریخ: 26 بهمن 1387

يك آدم خوش شانس:

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نميرسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه اي كردم كه فهميد جواب «هاي»، «هوي» است. am
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي درپي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نميكردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب مي بردند. belay
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي خورد. هر صفحه اي از كتاب را كه باز ميگردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من مي پرسيد. 31
اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي دانست منو فرستاد المپياد رياضي! what

تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقه ها بي اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفت بنويسم! 18
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم از نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين برمي داشتم، يهو جلوم سبز ميشد و از اين كه گمشده اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر ميكرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه! 38
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و الان هم استاد شمام! bully
كسي سوالي نداره؟ 12
حال کردین جون من... 20
به این می گن زندگی . حالا ما هی بیایم بزنیم تو سرو کله ی خودمو که چی داریم پزشکی می خونیم 3
من که واقعا از این همه خر شانسی مخم سوت کشید .... am
شما هم اگه هنگ کردین Ctrl+Alt +Delete رو بزنید ..... 9

رضا به سبزوار میرود+سری دوم جوک و لطیفه

موضوع: با هم بخندیمنویسنده: رضا تاریخ: 26 دي 1387

آقا به امید خدا امشب راهیه ولایت مادرمم(سبزوار) -همونطور که قبلا هم گفتم سفر کاریه نا تفریحی
اونجا هم که خاله ها ما رو میگیرن و باید چند شب خونه ی هر کدوم به اجبار بمونیم(لنگر انداختن اجباری lol )
اگر نمردم ( 30 ) صبح جمعه 4/11/87 (یک هفته دیگه) تهرانم 2 تا فرداش با بابک بریم ثبت نام دانشگاهامون.
شرمنده ی دوست عزیز همکلاسیمونم شدیم 8 (آخه قرار بود امشب ساعت 10 با هم برای اولین بار بچتیم 10 )-دوست جون قرارمونو همینجا میذارم:
زمان:جمعه 10 شب مکان:یاهو چت روم lol
یه چند تا جوک هم بگمو برم:
--از غضنفر ميپرسن چه جوري بستني کيم ميخوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي کشم بيرون 12
--به غضنفر ميگن يه موجود نام ببر ميگه : آب جوش ميگن آب جوش که موجود نيست ميگه والا من از تبريز که ميومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است 18
--غضنفر صبح ميره در مغازش ميگه بسم ا... رحمان رحيم.کرکره را ميده بالاميبينه همه چيز رو دزدیدن کرکره را ميده پايين ميگه صدق ا... علي العطيم wink
-- غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم 9
--احمدي نژاد زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه. 14
--يه روز يه غضنفر ميره باشگاه بدن سازي ، مربي باشگاه بهش ميگه هفته اول که بياي بدنت درد ميگيره ، غضنفر فکر ميکنه ميگه پس ميرم از هفته دوم ميام 38
--به يه گربه ي چيني ميگن اسمت چيه ميگه:ميونگ 37
--سوال كنكور آزمايشي يکي از موسسات کنکور : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟ 28
--خطيب جمعه: اگر امروز شما مي بينيد يوزارسيف تن به خواسته آن زن نميدهد اينها همه از برکات نظام است. 39
--غضنفر کنکور داشته ميره سر جلسه، سوالها رو که پخش ميكنند، اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه!!! بعد يك بيست پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن .بعد 40-50 دقيقه يارو مراقبه ميبينه غضنفر خيس عرق شده!!! هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم. 20
خوب دیگه دوستان.خوبی بدی هرچی از ما دیدید حلال کنید که ما رفتیم. 34
---ماداميکه تلخي زندگي ديگران را شيرين ميکني.....بدان که زندگي ميکني(هلن کلر)

و من به بدبخت شدن نزدیکم

موضوع: با هم بخندیمنویسنده: رضا تاریخ: 24 دي 1387

میبینم که موقع امتحاناسو همه ی وبلاگای پزشکی دارن خاک میخورن recourse
جالب اونجاست ترم بهمنی های عزیز هم از بقیه ی رفیقاشون الهام گرفتنو و در وبلاگشونو تا اطلاع ثانوی تخته کردند .
منم که تا چند روز پیش برنامم (خوردن-خوابیدن و خوندن وبلاگ) بود جدیدا برنامم به (خوردن-خوابیدن) تغییر پیدا کرده lol
این استعلام شهرستانامون هم که امروز زنگ زدم,گفتند اصلا نفرستادیم 13 (بعد از 10 روز)
فردا باید یه بار دیگه برم نظام وظیقه و برگ تقاضای استعلام بگیرم.بعدشم بار سفر بر باره بندم و دل بر عبور از سنگ و خارو و خاره بندم و ره توشمو بردارم و پاشم برم عروس ایران(لاهیجان) و کویر ایران(سبزوار lol ) که چی؟استعلام شناسنامه بگیرم. 17 17
حالا غم و غصه رو بیخیال میشیم و چند تا جوک باحال در میکنیم lol 2
--هويجه با مامانش ميره بيرون وسط راه به مامانش ميگه مامان آبهويج دارم. 4
--یارو با زنش دعواش مي شه، چراغ رو خاموش مي کنه.زنش مي گه چرا چراغ رو خاموش کردي؟ ميگه آخه جواب ابلهان خاموشيست! 22
--يه يارو خبر ميدن پدر شدي ميگه به زنم چيزي نگيد ميخوام غافلگيرش کنم 14
--عروسه وارد يه مجلس ميشه مادر شوهر ميگه : صل علي محمد ، دشمن جانم آمد ! عروس هم ميگه : عقرب زير قالي ، ميخواستي پسر نياري 38
--به یارو ميگن چرا درس ميخوني؟ ميگه درس ميخونم دکتر بشم، مطب بزنم، پول در بيارم، نيسان بخرم کار کنم. 37
--یارو کلاس رقص ميزاره، ورشکست ميشه. تحقيق ميکنن، ميبينن سره کلاس شاباش ميداده. 12
--پشت کنکوريه نذر ميکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،، مامانشو با پاي برهنه بفرسته کربلا 19
--به تركه ميگن درد عشق بدتره يا درد دندون گفت هنوز تو اتوبوس دستشوييت نگرفته 39
--هميشه پشت سر هر مرد موفق، زني هست .... که نتــــــــــونسته جلوي موفقيتش رو بگيره 14
--یارو مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه یارو مي گه دادين كه مي خواين؟ 6
و اما جمله ی پند آموز امروز از چارلی چاپلین:
--از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه.

کتابخونه و سوتی هاش

موضوع: با هم بخندیمنویسنده: رضا تاریخ: 21 دي 1387

امروز داشتم دفترچه ی سوتی های دوستای کتابخونه ایمو میخوندم.(این دفترچه به همت بابک تهیه و تنظیم شده lol )گفتم گلچینشو اینجا هم بنویسم شما هم یه فیضی برده باشید 2 (با اجازه ی آق بابک و سوتی دهان محترم)

-تاحالا سیبیلام لب به تیغ نزدن "دست خدا"
-یک شنبه بریم 4 شنبه بازار. "شاهرخ"
-رانی آب موز. "علی رضا"
-بلوتوثت بیداره؟ "سجاد"
-سر از دست کچل ما بردار. "دست خدا"
-مهرم آزاد جونم حلال. "دست خدا"
-ریشام رو با ماشین حساب میزنم. "اکبر"
-جوراب بدبخت ترین عضو بدن است. "اکبر"
-فکر کنم در رو از قفل پشت کرد. "اکبر"
-هوا خیس بارونه "شاهرخ"
-مادر پیامبر قبل تولدش از دنیا رفت. "علی"
-رفتیم جمکران مرقد امام خمینی. "اکبر"
-مادرم بچش حاملس. "علی"
-رتبه اول کنکور از دانشگاه معافه. "علی"
-میخوام یه زن بگیرم بچه محلام حال کنن. "وحید"
-داداش رضا صادقی بدون کنکور میره سربازی. "علی"
-دویست و چپ,شیش کرده.(منظورش:206 چپ کرده). "دست خدا"
-تو دانشگاه شما جلو میشینین یا دخترا عقب میشینن؟ "شاهرخ"
-چیز خنده دار تو گوشیت داری؟فقط عکسای خودمه. "بابک"
-------------------------------------------
امروز دانشگاه شاهرخ و محمد (دانشگاه آزاد پیشوا ورامین) دعوت بودیم 14 .اصلا حال نداد recourse میدونید چرا؟
بچه ها امتحان شیمی داشتند,منو بابک بیچاره رو ول کردند به امون خدا. 17 ما هم جایی رو نداشتیم که بریم,رفتیم کتابخونه دانشگاه 2 ساعت همدیگه رو نیگا میکردیم تا امتحانشون تموم شه.امتحان هم که تموم شد برگشتیم تهران.
اصلا به این شاهرخ عوضی بگو مرتیکه تو که میدونستی اینجوری میشه چرا مارو دعوت کردی؟اونم جایی که فقط 4 ساعت رفتو برگشتشه 13 13
دیشب هم مثلا خیر سرمون رفته بودیم عزاداری,5 تا جوون که تو یه ماشین بشینن چی میشه؟معلومه دیگه اتوبان تبدیل به ... میشه lol
کلی با پراید تو اتوبان فخرفروشی کردیم 38 wink
بزغاله(راننده هرو میگم) همه ی خلافارو مرتکب شد ,که هیچ.چند بار نزدیک بود مارو به لقاالله بپیوندونه 15 شانس آوردیم زنده رسیدیم خونه. 24
پ ن :میدونید این عکسه کیه؟عکس بابک و داداششه.یه وقت فکر نکنید بابک داداش 10 سالشو فشن کرده ها!! که اگه این فکر بکنید در جهل مرکبید 4
آن کس که بابک و برادر 10 سالشو فشن کرده شخصی نیست جز-->رضا bully bully
جوک گفتم بابا.اصلا مارو چه به این کارا 9 همون پسرک 10 ساله خودشو و بابک رو به راه بد (فشن) کشونده 12 12 فکر کنم چند روز دیگه بساط سیخ و سنگ رو تو خونه ی بابک اینا توسط برادرش شاهد باشیم 39
و در انتها کاملترین تعریف "چکاب" را خواهیم دید:
--به عملي که در آن فرد قبل از وارد شدن به توالت شير آن را باز کرده واز وصل بودن آب اطمينان حاصل ميکند،تا مبادا بعد از اتمام کارش دچار مشکلات ناشي ازبي آبي در توالت گردد،”چک آب” گويند. 14
-براي لذت بردن از زندگي کافيه فقط کمي احمق باشي "نمیدونم کی گفته lol" 33