قبل نوشت: يكي از نويسنده هاي
كلنگي هست
يم به اسم
نشريه.ببخشيد نشريه اي هست
يم به اسم كلنگ

(تفسير جمله:نويسنده از
ضمير جمع استفاده كرده ،چون ميخواهد بگويد،
4 تا مطلب تو يه شماره ازش چاپ شده

-
فالواقع نگارنده در حال فخرفروشيست

)
و اما
گفت و شنودي من باب اين حادثه:
-رضا،نشريتونو خوندم.
عالي بود پسر 
.تركونديد.ولي سعي كن
خودت بيشتر مطلب بنويسي.
-ديگه به هرحال،هر كاري
من توش باشم ،انتظاري جز اين ازش نميره

.دستت درد نكنه به خاطر
انتقاد سازندت.چشم دفعه ي بعد خودم
همشو مينويسم

.
-رضا،كلنگو
خونديم.خوب بود.مطلباي تو هم
قشنگ بود.
-ديگه به هرحال،شماره اول بود.شماره ي بعدي رو حتما ميتركونيم.از
انتقادتم ممنون
-رضا،كلنگو خوندم،هي
بد نبود.ولي
جنس كاغذش عالي بود.
-ديگه به هرحال،نشريه اي كه بتونه تو
اولين شمارش با اين تيراژ و كاغد بياد بيرون،
حتما عالي بوده ديگه.البته منم توش
4 تا مطلب نوشته بودما.
-رضا،كلنگو
ديدم، افتضاح

.تو كه ديگه اصلا
گند زدي

،نميتوني چرا مينويسي؟.ولي دمتون گرم،
زيركتري خوبي داديد بيرون. بعديشو كي ميديد ؟

ميخوام ببينم تا اون وقت زيركتري بخريم يا همين كاغذ
دووم مياره.
-

ديگه به هرحال،تو اصلا ميدوني
طنز يعني چي؟

تو اصلا فرق
بيل و كلنگو ميفهمي اومدي براي من منتقد شدي؟

مرتيكه اصلا تو
غلط كردي ...

(بيپ-بيپ-بيپ)
بخش اول هر
4 گفتمان بالا به طور حقيقي اتفاق افتاده ها

ولي از اونجايي كه من آدم كاملا
انتقاد پذيريم(جان عمم

-حتي الامكان در ظاهر كه اينطوري نشون ميدم

) براي هر 4 برخورد بالايي برخوردي
سراسر با متانت همراه با حس انتقاد پذيري از خودم نشون دادم.

حالا ديگه نميدونم چرا اينجا اومدم اينجوري نوشتم

.(شايد ميخواستم
عقده هامو خالي كنم

)
پي نوشت:دوست دارم نظر بديد.