آقا به امید خدا امشب راهیه ولایت مادرمم(سبزوار) -همونطور که قبلا هم گفتم سفر کاریه نا تفریحی
اونجا هم که خاله ها ما رو میگیرن و باید چند شب خونه ی هر کدوم به اجبار بمونیم(لنگر انداختن اجباری
)
اگر نمردم (
) صبح جمعه 4/11/87 (یک هفته دیگه) تهرانم
تا فرداش با بابک بریم ثبت نام دانشگاهامون.
شرمنده ی دوست عزیز همکلاسیمونم شدیم
(آخه قرار بود امشب ساعت 10 با هم برای اولین بار بچتیم
)-دوست جون قرارمونو همینجا میذارم:
زمان:جمعه 10 شب مکان:یاهو چت روم
یه چند تا جوک هم بگمو برم:
--از غضنفر ميپرسن چه جوري بستني کيم ميخوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي کشم بيرون
--به غضنفر ميگن يه موجود نام ببر ميگه : آب جوش ميگن آب جوش که موجود نيست ميگه والا من از تبريز که ميومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است
--غضنفر صبح ميره در مغازش ميگه بسم ا... رحمان رحيم.کرکره را ميده بالاميبينه همه چيز رو دزدیدن کرکره را ميده پايين ميگه صدق ا... علي العطيم
-- غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم
--احمدي نژاد زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه.
--يه روز يه غضنفر ميره باشگاه بدن سازي ، مربي باشگاه بهش ميگه هفته اول که بياي بدنت درد ميگيره ، غضنفر فکر ميکنه ميگه پس ميرم از هفته دوم ميام
--به يه گربه ي چيني ميگن اسمت چيه ميگه:ميونگ
--سوال كنكور آزمايشي يکي از موسسات کنکور : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟
--خطيب جمعه: اگر امروز شما مي بينيد يوزارسيف تن به خواسته آن زن نميدهد اينها همه از برکات نظام است.
--غضنفر کنکور داشته ميره سر جلسه، سوالها رو که پخش ميكنند، اول يك پنج دقيقهاي مبهوت به سؤالا خيره ميشه!!! بعد يك بيست پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن .بعد 40-50 دقيقه يارو مراقبه ميبينه غضنفر خيس عرق شده!!! هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم.
خوب دیگه دوستان.خوبی بدی هرچی از ما دیدید حلال کنید که ما رفتیم.
---ماداميکه تلخي زندگي ديگران را شيرين ميکني.....بدان که زندگي ميکني(هلن کلر)
اونجا هم که خاله ها ما رو میگیرن و باید چند شب خونه ی هر کدوم به اجبار بمونیم(لنگر انداختن اجباری
اگر نمردم (
شرمنده ی دوست عزیز همکلاسیمونم شدیم
زمان:جمعه 10 شب مکان:یاهو چت روم
یه چند تا جوک هم بگمو برم:
--از غضنفر ميپرسن چه جوري بستني کيم ميخوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي کشم بيرون
--به غضنفر ميگن يه موجود نام ببر ميگه : آب جوش ميگن آب جوش که موجود نيست ميگه والا من از تبريز که ميومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است
--غضنفر صبح ميره در مغازش ميگه بسم ا... رحمان رحيم.کرکره را ميده بالاميبينه همه چيز رو دزدیدن کرکره را ميده پايين ميگه صدق ا... علي العطيم
-- غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم
--احمدي نژاد زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو ميپرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه.
--يه روز يه غضنفر ميره باشگاه بدن سازي ، مربي باشگاه بهش ميگه هفته اول که بياي بدنت درد ميگيره ، غضنفر فکر ميکنه ميگه پس ميرم از هفته دوم ميام
--به يه گربه ي چيني ميگن اسمت چيه ميگه:ميونگ
--سوال كنكور آزمايشي يکي از موسسات کنکور : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟
--خطيب جمعه: اگر امروز شما مي بينيد يوزارسيف تن به خواسته آن زن نميدهد اينها همه از برکات نظام است.
--غضنفر کنکور داشته ميره سر جلسه، سوالها رو که پخش ميكنند، اول يك پنج دقيقهاي مبهوت به سؤالا خيره ميشه!!! بعد يك بيست پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن .بعد 40-50 دقيقه يارو مراقبه ميبينه غضنفر خيس عرق شده!!! هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم.
خوب دیگه دوستان.خوبی بدی هرچی از ما دیدید حلال کنید که ما رفتیم.
---ماداميکه تلخي زندگي ديگران را شيرين ميکني.....بدان که زندگي ميکني(هلن کلر)




